بخش خبری 20:30 شبکه دو سیما از آغاز فعالیت خود به دلیل ابتکار و خلاقیتهای زیادی که در شکل و محتوای خبرهای خود به کار بست توانست خیلی سریع مخاطب زیادی را به سمت خود جلب کند، اما به مرور این تلاش حرفهای و مستقل، متأسفانه کارکردی جناحی پیدا کرد و ...
بخش خبري 20:30 شبکه دوم سيما آگاهانه يا ناآگاهانه، شبکه «پرس تي.وي» را بيگانه اعلام کرد.
به گزارش «تابناک»، اين بخش خبري که متأسفانه مدتهاست عملا به مثال نقضي براي عنوان رسانه ملي تبديل شده است، در بخش خبري شنبه شب خود ـ 27/4/88 ـ در حالي که با تحليلي يکطرفه، برداشت رسانههاي بيگانه از خطبههاي نماز جمعه اين هفته تهران را مبناي خبر خود قرار داده بود، در پس زمينه خبر، تصاوير مربوط به شبکه «پرس تي.وي» ـ شبکه انگليسي زبان وابسته به صدا و سيما ـ را نشان ميداد.
بنا بر اين گزارش، از آنجا که مدتي است بخش سیاسی و خبر رسانه ملي جمهوري اسلامي ايران به بلندگوي يک جريان سياسي خاص تبديل شده و در بسياري از موارد، حتي نظرات انتقادي منصفانه و دلسوزانه را هم برنميتابد، به نظر ميرسد اين مسأله فراتر رفته و اصل حرفهاي کار خبري را نيز تحتالشعاع خود قرار داده است.
این گزارش میافزاید: متأسفانه 20:30 در اين خبر خود، برخلاف تأکيدات بزرگان نظام مبني بر حرکت وحدت محور و تقويت آرامش در جامعه، شأن خود را در حد يک روزنامه یا سايت خبري حامي يک جريان سياسي خاص پايين آورده و بدون توجه به منافع ملي و برقراري آرامش در سطح جامعه، تحليلها و شيطنتهاي هميشه مسألهدار بيگانگان را دست مايهاي براي تحليل خطبههاي آيتالله هاشمي قرار داد.
گفتنی است، بخش خبری 20:30 شبکه دو سیما، از آغاز فعالیت خود، به دلیل ابتکار و خلاقیتهای بسیاری که در شکل و محتوای خبرهای خود به کار بست، توانست خیلی سریع، مخاطب بسیاری را به سمت خود جلب نماید، اما به مرور این تلاش حرفهای و مستقل، متأسفانه کارکردی جناحی پیدا کرد و اعتبار اولیه خود را از دست داد، به گونهای که مثلا انتقادات تند و البته منطقی مجری جوان این بخش خبری به مسئولان دولتی در قالب گفتوگوی تلفنی، در اذهان بسیاری تأویل به نمایشی بودن میشود.
ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد

پدر جان، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک
|
به رغم اينکه پيروزي شگرف دکتر محمود احمدي نژاد در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خوشحالي گسترده ايرانيان را درپي داشته است ، برخي سياسي کاران هنوز نمي خواهند به راي ملت تمکين کنند و تلاش مي کنند که صحت انتخابات را زير سوال ببرند. |
یاری: در پی اعلام نتایج بیش از 85 درصد از آرای اخذ شده و ایجاد شبهات فراوان در خصوص این نتایج، مهندس میرحسین موسوی بیانیه ای مهم خطاب به ملت ایران صادر کرد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و ع لي الله فليتو كل المتوكلون
ميرحسين موسوي
انتهاي پيام

یاری: مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه «من به همه قول دادم که از آرای مردم صیانت کنم»، تاکید کرد: «تا انتهای رای گیری همه بیداریم.»
به گزارش قلم نیوز، نخست وزیر دوران دفاع مقدس پس از انداختن رای خود در صندوق شعبه اخذ رای مسجد جامع ارشاد شهر ری به همراه همسر خود دکتر زهرا رهنورد در برابر جمع کثیر نمایندگان رسانههای داخلی و خارجی حاضر شد و در سخنان کوتاهی ضمن تبریک به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) گفت:« از حضور سبز همه ی ملت تشکر میکنم که معجزه آفریدند.»
وی با بیان اینکه از همه ی مسوولان اجرایی میخواهم که رای مردم، این امانت سنگین را حفظ کنند، اظهار کرد: «من خبر دارم که متاسفانه برخی نمایندگان من را به محلهای رای گیری و بر سر صندوقهای سیار راه ندادند و اس ام اسها را نیز تعطیل کردهاند که این بر خلاف قانون است.»
موسوی اضافه کرد:« ما نباید از گردش آزاد اطلاعات بترسیم و من از همه ی مردم میخواهم که با حضور سبز خود به این گردش اطلاعات ادامه دهند. از مسوولان هم میخواهیم که قوانین را رعایت کنند. باز هم از مردم میخواهم که خلاء اطلاعاتی را با حضور سبز خود پر کنند.»
وی در پایان گفت:« این همه وحدت در میان مردم یک فرصت طلایی برای ماست نه یک تهدید؛ امیدوارم با حضور همه جانبه ی مردم در انتخابات به روزهای بهتر و زیباتری برسیم.»
|
یاران باران: کلیپ ها و انیمیشن های ستاد جوانان مهندس موسوی در استان اصفهان بر روی اینترنت منتشر شد. | |
مردم ما جامعه ای شادو پر انرژی می خواهند.در فضای قانون گریزانه هراتفاقی ممکن است بیفتد.مهمترین برنامه من درصورت انتخاب مهارگرانی خواهد بود.![]()
میرحسین موسوی در آخرین برنامه تبلیغاتی خود در صداو سیما که ساعتی پیش با پخش برنامه زنده گفت وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما برگزار شد گفت : متاسفانه دراین روزها پرونده سازی و جوسازی و مواردی گفته شد که شما هم دیدید اما مردم عزیز ما بدانند که من هیچ گاه اهل برگشتن از شعارهایم نیستم و من همان میرحسین سابق اول انقلاب هستم که شرایط جدید را درک می کنم .
به گزارش خبرنگار ایلنا، میر حسین موسوی قبل از آغاز صحبتهای خود ضمن تبریک فرارسیدن ایام تولد حضرت فاطمه زهرا (س) گفت : امیدوارم که بتوانیم از این فرصت برای ارتقا و عظمت کشورمان استفاده کنیم .
وی افزود : از مردم، جوانان ، دانش آموزان و کلیه عزیزانی که در روزهای گذشته صحنه های بسیار زیبایی را ایجاد کردند و نشان دادند که احساس وحدت ملی هنوز زنده است تقدیر و تشکر می کنم .
کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری ادامه داد : آن اتفاقاتی که در این روزها شاهد ان بودیم ما را به یاد صحنه های اول انقلاب می اندازد و ما می بینیم که روز گذشته یک موج سبز 18 کیلومتری به راه می افتد بدون اینکه خون از بینی کسی بیاید و این یاد آور و نشان دهنده این است که مردم ما با یک هدف مشخص می توانند در کنار هم باشند و شادی های و هم دلی های بسیار زیبایی را از جنوبی ترین نقطه تهران تا شمالی ترین نقطه خلق کنند .
موسوی در این گفت و گوی زنده تلویزیونی که مرتضی حیدری مجری آن بود با اشاره به برنامه روز گذشته خود در استادیوم ورزشی یافت آباد گفت : استقبال گرمی که شهروندان یافت آبادی در این مکان از ما کردند نشان دهنده نمایش هویت ایرانی است که همه ما باید از ان استفاده کنیم و نگاه امنیتی را از این گونه فضاها برداریم و از این نورانیت که وحدت ملی را نمایش می دهند استفاده کنیم .
وی در بخش دیگری از صحبتهای خودتصریح کرد : سرمایه آینده کشور ما نفت وپول و ثروت نیست بلکه وحدت و روحیه مردمی است که در این شب ها پراز نشاط و شور و امید هستند و امید من به شور و نشاط و اعتماد انهاست که می توانیم با تکیه بر آن بر مشکلات غلبه کنیم ، مساله ای که اول انقلاب آن را تجربه کردیم .
موسوی در عین حال خاطر نشان کرد : اگر تفرقه ایجاد نشود و ما یک عده را خودی و عده ای دیگر را غیر خودی ندانیم این مردم بهترین پشتوانه برای نظام و دولت خواهند بود .
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پاسخ به سوالی که از وی در موردی اصلاح طلب اصول گرا بودن را پرسید ، جواب داد : درکشور ما بدون اینکه کسی بتواند این دو مقوله را از هم جدا کند هر دوی آنها را همه دارند که هم پایبند به سنت ها و عقاید دینی خود هستند و هم می خواهند به دنیای جدید تعلق داشته باشند و البته خود این نگاه ، این خط را به سیاستمدران می دهد که انها این ویژگی را داشته باشند .
موسوی گفت : د ربرخورد با سیاستها من به دو دیدگاه اعتقاد دارم ، اول دیدگاهی که به خرافه گرایی مبتنی بر هیجان ، خرافه گرایی ، توهم و خیال پردازی ختم می شود که این امر عوارضی از جمله تحقیر دیگران ، هتاکی و پرونده سازی را به همراه دارد و دیدگاه دوم اینکه همه اقشار و سلیقه ها را دربر می گیرد و این نگاه به خرد جمعی و برنامه ریزی احترام می گذارد و هیچ گاه به منافع کوتاه مدت نگاه نمی کند و در خدمت اهداف بلند مدت است .
وی ادامه داد : اگر پایبندی به اصول داشته باشیم و به قانون به عنوان رکن مهم انقلاب اسلامی توجه کنیم و به این مسئله نیز توجه کنیم که همه اقشار جامعه از جمله روحانیون ، علما ، هنرمندان ، معلمان در این دیدگاه سهم دارند و در عین حال متوجه باشیم که در دنیای جدید پر از تحولی هستیم و بر اساس یک خرد جمعی به جهان نگاه کنیم می توانیم راه حل جدیدی را طراحی کنیم و البته اگر فقط به یک مسئله مکث کنیم متحجرخواهیم بود که قدرت رابطه با جهان جدید را نخواهیم داشت و نمی توانیم سازگاری کنیم .
موسوی تاکید کرد : من اصلاح طلبی هستم که معتقد به نگاه نو در جهان است که معتقد به استفاده از امکانات جهانی است و البته اینها را قابل جمع می دانم برای برگشت به ارزش های دینی و فرهنگ غنی خودمان که دفاع از فقیران و مستضعفان نمونه انهاست که می تواند با پیشرفت کشور نیز سازگاری داشته باشد .
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با اشاره به اولویت های اصلی خود گفت : آن چیزی که این روزها در صحنه خیابان می بینم ایده ای بوده است که مورد استقبال مردم قرار گرفته است و آن شاد و پرانرژی است ؛ چه لزومی دارد ماجامعه گرفته ای داشته باشیم . ما می توانیم فضایی را برای مردم ایجاد کنیم که پر از شادی باشد که این امر احتیاج به باز کردن فضای ذهنی جامعه دارد .
موسوی افزود : به اعتقاد من مونولوگ و تک صدایی دیگر پاسخ نمی دهد ، جامعه ما احتیاج به کثرت صداها دارد و ما باید بگذاریم فضا ی گفت و گو با شود که البته در این راه صدا و سیما نقش مهمی دارد که من در کنارآن نیز اعتقاد به فضایی دارم که شبکه های تلویزیونی غیر دولتی از طریق قانونی اجازه فعالیت داشته باشند .
وی تصریح کرد : با زکردن فضا به ضرر ما نیست . ما باید اعتقاد داشته باشیم که مردم ما دارای شعوری فراوانی هستند . متاسفانه فضای امروزی جامعه ما این چنین نیست به عنوان مثال توقف چاپ روزنامه یاس نو که امروز و در آستانه انتخابات انجام گرفت مورد اعتراض من است .
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به نیازشدید مردم در استانها به چاپ مستمر و زیاد نشریات محلی و انتقاد از نبود چنین رویه ای توضیح داد : با زکردن فضای جامعه باید یکی از مهمترین برنامه های ما باشد گرچه نباید این فضای باز خارج از قانون باشد .
موسوی ادامه داد : ما باید در تعامل با نخبگان کشورمان از تجربیات آنها برای حل مشکلات خود استفاده کنیم و با درک مردم بتوانیم مشکلات زیاد پیش روی آنها را از سر راه برداریم .
وی با اشاره به اینکه دستگاههای دولتی از درک مردم غافل مانده اند ، گفت : این فقط قشرمستضعف نیست که ا زدید دستگاههای دولتی غافل مانده است بلکه این تمام اقشار جامعه اند که با این مشکل روبه رو هستند .
موسوی در ادامه صحبتهای خود با اشاره سفرهای انتخاباتی که در این چند ماهه به استانهای کشور داشته است گفت : در بسیاری از این سفرها دیده ام که به دانشجویان نگاه امنیتی می شد که این ما را دچار مشکل می کند.اخراج کردن و ستاره دار کردن دانشجوباعث رشد ما نخواهد شد و یادمان باشد که این دانشجویان ما بودند که در زمان جنگ درردیف سرداران سرافراز شهید قرار گرفتند .
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود : یکی دیگراز مشکلات ما مساله پایبندی به قانون است . به طور حتم از بی قانونی دیکتاتوری زاییده خواهد شد و به نظر من و با توجه به مطالعاتی که در این مدت داشتم در فضای قانون گریزانه هر اتفاقی ممکن است بیفتد .
موسوی در پاسخ به سوال دیگر مجری مبنی راه حل های مبارزه با فساد سوال کرد ، گفت : فساد از موضوعاتی است که گفتن مبارزه با آن ساده است ولی در عمل کار بسیار دشواری است .متاسفانه آن چیزی که از فساد در جامعه شایع است فسادی است که متعلق و محدود به مبارزه با جند نفر می شود در حالیکه نگاه من این نیست . مجازات و برخورد از نظر من آخرین حلقه از حلقه های کاری ما برای رفع فساد باید باشد .
وی با اشاره به اینکه اقتصاد ضعیف و فقر مقدمه فساد می تواند باشد گفت : وقتی فردی به دلیل اقتصاد ضعیف دو تا سه شیفت کار می کند خود این مورد می تواند مقدمه فسا باشد که به نظر من دولت پاک می یتواند با اجرای یک فعالیت موثر و اعمال مقررات در یک فضای شفاف این مشکل را حل کند .
موسوی افزود : وقتی فلان معامله بزرگ و میلیاردی نفتی در یک وزارتخانه غیر نفتی با حضور وزیری که اصلا ربطی به مقوله نقت ندارد در پشت درهای بسته و با حضوریک معاون نامربوط انجام می شود این مساله به خودی خود فساد ایجاد می کند .
وی گفت : متاسفانه آمار رتبه ایران در شاخص فساد از مرتبه 88 به 141 از میان 146کشور سقوط کرده است که این مساله باید رفع شود و ما تلاش خواهیم کرد که با کمک قوه قضاییه در صدد رفع این مشکل بر آییم .
نخست وزیر دوران دفاع مقدس ادامه داد : در زمان جنگ احساس کردم که ما در این زمینه با مشکلاتی مواجه هستیم به همین خاطر معاونتی را در نخست وزیری تعیین کردم که بدون هیچ دخالتی تمام بنگاههای دولتی را رصد کنند که متاسفانه هم اکنون ما در چنین وضعیتی نیستیم و میزان فساد ما بیشتر شدم و شعارهایی هم که می دهیم برای گریز از این موارد است .
مقابله با گرانی و تورم ا زجمله موارد مطرح شده در این برنامه بود که میرحسین موسوی به آن اشاره کرد و برمهارآن درصورت احراز پست ریاست جمهوری تاکید کرد .
وی گفت : این مساله برای من ازدرجه اهمیت فوق العاده ای برخورداراست چون مردم هم آن را لمس می کنند .
موسوی ادامه داد :متاسفانه ا زسال 84 نرخ تورم از 10 درصد به 4/25 رسید ، البته در این روزها به این رقم تردید شد و متاسفانه در تجمعی متنی با عنوان "موسوی دروغ می گوید" ازسوی یک نشریه دولتی در بین شرکت کنندگان توزیع شد که این نشریه که با امکانات دولتی فعالیت می کند در این مراسم به صورت رایگان توزیع شد . اما با تمام این موارد آمار ارائه شده از سوی من آماری بود که واقعی بود و این واکنش نشان دهنده مشکلات اساسی ماست .
وی تصریح کرد : همه دولت ها با مشکلات زیادی مواجه هستند اما این مهم است که یک دولت بتواند در مقابل تمام این مشکلات که تورم نیزجزوی از آنهاست ایستادگی کند .
موسوی در ادامه با ارائه آمارهایی که نشان دهنده افزایش قیمت کالاهای اساسی مردم از جمله مرغ ، گوشت ، برنج ، حبوبات و لبنیات در این 4 سال نسبت به گذشته بود خاطر نشان کرد : من به هیچ عنوان نمی خواهم که نرخ تورم و گرانی در این رقم باقی بماند و البته می بینم کسانی را که مدتهاست رنگ گوشت را ندیده اند به همین خاطر در صورت انتخاب مهم ترین برنامه ام مهار تورم خواهد بود .
وی با گلایه از نقدینگی و تزریق پول در کشور گفت : وقتی ما از این نقدینگی و تزریق پول گلایه می کنیم منظورمان این است که این مساله به صلاح کشور نیست و باعث تورم گرانی خواهد شد.
کنترل نقدینگی ، بازبینی بودجه با توجه به فرهنگ صرفه جویی ،کم کردن کسری بودجه ، دامن زدن به تولید ملی با ایجاد در فضای اقتصادی ، جلوگیری از تعطیلی بی رویه واحدهای تولیدی ، جهت دادن به فعالیتهای مولد ، بهبود فضای کسب و کار از دیگر برنامه هایی بود که موسوی یه آن اشاره کرد .
وی تصریح کرد : بنده اعتقاد قطعی دارم که بین گرانی و تورم و اعتیاد و بیکاری رابطه مستقیم و وسیعی وجود دارد و باید دورنمایی از امید در کشور ایجاد بشود تا بتوانیم به بهبوداین فضا کمک کنیم البته بحث زنده کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی و حفظ اقتدار بانک مرکزی که در این سالها به دلیل جابه جایی مدیران ان تبدیل به دستگاهی ضعیف شده و اجتناب از برخی سیاستها و حمایت از فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران در طول حمایت از مستضعفان از برنامه های دیگرمن در این راه خواهد بود .
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت : متاسفانه در بعضی از روستاها و مناطق کشور شایع کردند که اگر من وارد عرصه شوم تمام افزایش حقوق ها و سیاستهاس خدماتی را از میان برمی دارم در حالیکه به هیچ عنوان این طور نیست . من نه تنها هچیکدام از اینها را حذف نخواهم کرد بلکه به تعهد دولت قبلی نیز متعهد خواهم بود . اتفاقا من تلا ش خواهم کرد که این سیاست را به صورت یک حق برای مردم در نظر بگیرم نه اینکه این مساله در شب انتخابات بالا و پایین ببرم .
وی افزود : من مقید به انجام تمام کارها هستم و آنها را به صورت حقی برای مردم قلمداد می کنم و اجازه نمی دهم که دراین راه ذره ای کاستی وجود داشته باشد .
موسوی ادامه داد : این روزهایی که مردم آگاهی دارند در همه فضاها بوده ام و روحیه شما را درک می کنم . حضور شما من را به اینجا رساند و یقین دارم حضور شما ادامه دارد .ماباید حضور سبز و نورانیت همراه با تعادل ، مقررات و هنجارها را حفظ کنیم .ما سبز را انتخاب کردیم که به اهل بیت متوسل بشویم و من این را در فضای شما مردم حس کردم و دیدم چگونه این توسل توانست شما را خوشحال کند .
وی افزود : متاسفانه دراین روزها پرونده سازی و جوسازی و مواردی گفته شد که شما هم دیدید اما مردم عزیز ما بدانند که من هیچ گاه اهل برگشتن از شعارهایم نیستم و من همان میرحسین سابق اول انقلاب هستم که شرایط جدید را درک می کنم . من از این راه برنمی گردم و امیدورام شما با حضورخودتان این جو سازی های را خنثی کنید .
موسوی افزود : برای همه ما یک رای اهمیت دارد و من توصیه می کنم به همه ناظران و همه بسیجیان که بدانند این رای امانت مهمی است و تخطی به رای مردم از قول علما حرام است و شما این امانت را حفظ می کنید.
وی گفت :اخیرا شنیده ام برای ناظران ما ممنوعیتی گذاشته اند که ما آن را به فال نیک نمی گیرم و امیدواریم این مسئله رفع شود .
موسوی تاکید کرد :من خود بسیجی هستم و از همه بسیجیان واقعی حمایت می کنم و افتخار هم می کنم که بسیجی هستم و یک بسیجی واقعی باید طبق فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری باید از رای مردم نگهبانی کند و رای مردم را به مانند ناموس خود بدانید .
وی در بخش پایانی صحبتهای خود گفت : در آستانه میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) امیدواریم که از کوثر برکات او بهترین سرنوشت را بگیریم .

یاری: نخست وزیر دوران دفاع مقدس در نامهای به مقام معظم رهبری، رفتارهای رییس جمهور و طیف هواداران وی را واكنشی به اقبال مردم از وی دانست.
به گزارش ایلنا، مهندس میرحسین موسوی با اشاره به اینكه تمامی نظرسنجیهای اخیر حكایت از جهش رای وی دارد، تاكید كرده است:«رفتارهای رئیسجمهوری و طیف هواداران ایشان كه مرزهای اخلاقی و اسلامی را زیر پا میگذارند، در واقع واكنش به این واقعیت است كه مردم تصمیم خود را گرفتهاند.»
میرحسین موسوی در نامه خود با اشاره به موج استقبالهای مردمی تاكید كرد:«از آنجا كه احتمال میرود در واكنش به اقبال مردمی امواج جدید پروندهسازی و ارعاب مردم و ایجاد تهدید و جوسازی علیه فعالان و طرفداران اینجانب در دستور كار قرار گیرد. از جنابعالی میخواهم به اعتبار مصلحت جمهوری اسلامی ایران اوامر لازم را جهت جلوگیری از فضای یاد شده اعلام تا هوشیاری لازم در نهادهای مسوول بوجود آید.»
به گزارش یاری، در حالی که محمود احمدینژاد آخرین تلتش های خود را در قالب دروغپردازی و تهمت زدن به شخصیتهای نظام برای جمع آوری آرا انجام می دهد که امروز بیش از 45 هزار نفر به ورزشگاه انقلاب کرج رفته بودند تا بعد از مناظره ضداخلاقی و اسلامی احمدینژاد با میرحسین موسوی، برنده واقعی این مناظره را نشان دهند اما گروه فشار با هنگامی که میرحسین قصد سخنرانی در جمع مردم را داشت با قطع برق ورزشگاه مانع از آن شد که میرحسین با مردم سخن بگوید با این حال مردم یکصدا شعار دادند« بلندگو هم قطع بشه، موسوی اول میشه».
ابوالفضل فاتح رئیس کمیته تبلیغات و اطلاعرسانی ستاد میرحسین موسوی نیز در خاطرات روزانه خود خبر از آن داد که رهبر معظم انقلاب پاسخ مهم و مثبتی را به این نامه دادهاند.
![]() چکيده : عکس از: آرشیده شاهنگی | |
|
| |
یاری:کاندیدای مورد حمایت حامیان سید محمد خاتمی تاکید کرد:«ملت ما متاسفانه چوب سیاستهایی احساسی را میخورند که از روی فکر انجام نمیشوند؛ باید این مشکل را حل کرد.»
به گزارش قلم، میرحسین موسوی در مسجد جامع شهرقدس حضور یافت و در جمع پرشور مردم شریف این منطقه اعلام کرد:«ما ثروت فراوان و نیروی کار عظیمی در کشور داریم که باید در جای مناسب مورد استفاده قرار بگیرند تا مشکلات کشور را حل کنیم.»
او گفت:«وقتی در کشور آزادی اطلاعات وجود ندارد و مردم خبر از قراردادها و تصمیمات دولت ندارند این یعنی حقی از مردم گرفته شده است. هر نوع تغییر و تحول و قراردادی باید جلوی چشم مردم انجام شود چرا که دولت هیچ مطلب پنهانی از مردم جز اسرار نظامی و امنیتی نباید داشته باشد.»
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به وظایف دولت بعدی در حفظ اصول، ارزشها و عزت ملت در سطح بینالمللی، برقراری تعامل بهتر با جهان را مورد تذکر قرار داد و تصریح کرد:«درست نیست که با حرفها و سیاستهای تشنجآفرین خود، روابط با دنیا را تیره کنیم. مردم در موقع خطر خود به صحنه میآیند ولی این مساله بدان معنا نیست که با رفتار و سیاستهای خود طوری عمل کنیم که هزینههای سیاست خارجی در سفره مردم و اقتصاد ملی ما اثر بگذارد.»
مهندس موسوی عنوان کرد:«در شرایطی که کشور ارتباط روشن و آرامی با جهان ندارد و دائم در حال تنش است، توسعه خوبی نمیتواند پا بگیرد و توسعه با هزینه بسیار بالا خواهد بود. یک کشور در تعامل بهتر با جهان هزینههای ملی خود را کاهش میدهد و این مسالهای است که ما در رابطه با آن مشکل داریم.»
"بیکاری و مشکل اشتغال به معنای تیره شدن دورنمای آینده برای جوانان" یکی از دیگر تاکیدات نخستوزیر محبوب امام و ملت در این سخنرانی بود. او اظهار داشت:«جوانان ما پاکترین و مستعدترین جوانان در جهان هستند. اینها عظمت انقلاب و اسلام را میخواهند. باید شرایط کار را برای آنها فراهم کرد. در کشوری که اشتغال بالاست خواهیم دید که مشکلات فرهنگی نیز کمتر خواهند شد.»
به اعتقاد میرحسین موسوی، انتخابات یکی از ثمرات انقلاب اسلامی است؛ «یادمان باشد که مساله انتخابات آنقدر اهمیت داشت که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام به فکر تدوین قانون اساسی و گرفتن رای از مردم بود. از افتخارات جمهوری اسلامی این است که از همان ماههای اول بحث انتخابات مطرح شد و در طول جنگ نیز علیرغم تمام فشارها انتخابات تعطیل نشد؛ چرا که انتخابات مظهر کرامت انسانی است که حفظ آن مهمترین هدف انقلاب اسلامی بود.»
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری این که در زمان انتخابات فرصتی فراهم میشود که مردم وضع خود را نقد کنند، متذکر شد:«احساس کردم که در شرایط جدید و با وجود مشکلات مختلف در زمینه اقتصاد، سیاست خارجی و فرهنگ میتوانم به کشور خدمت کنم و با کمک مردم و مدیران برجسته کشور قدمی بردارم. بنابراین به صحنه آمدم تا حرفهای خود را بزنم و قضاوت با خود مردم است.»
او ادامه داد:«گرانی، بیکاری، اعتیاد و مشکلات فرهنگی از جمله مشکلات عمده کشور هستند. اولین کاری که دولت باید انجام دهد ثبات در سیاستها و ثبات در مدیریتهاست. همچنین اگر بخواهیم عزت و عظمت داشته باشیم باید به اقتصاد ملی خود توجه کنیم. نباید حرکتی یا کاری کنیم که اقتصاد ملی لطمه ببیند. اگر در سطح ملی اقتصاد نیرومند و در حال رشدی داشته باشیم خواهیم دید که بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد.»
وی تصریح کرد:«البته اقتصاد قوی به تنهایی کافی نیست چرا که یک کشور ممکن است ثروتمند باشد ولی نظام توزیع ثروت و تامین اجتماعی درستی نداشته باشد. در کشورهایی که در آنها سیاستهای اجتماعی بهتر وجود داشته باشد و دولتها توجه به عدالت واقعی داشته باشند آرامش و رفاه بیشتری وجود دارد. تورم بالا یعنی قدرت خرید مردم دائم پایین بیاید و معنای آن کوچک شدن سفرههای مردم است، 25 درصد تورم یعنی مالیاتی که علیرغم خواست فقرا بر دارایی اندک آنها بسته میشود. وقتی تورم بالا باشد تولید نیز پایین میآید.
موسوی با یادآوری نقش دولتها در تامین امنیت شهروندان تاکید کرد:«نباید طوری رفتار کنیم که هر روز بحرانی داشته باشیم که امنیت مردم را تحت تاثیر خود قرار دهد.»
نخستوزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد:« هر دولتی که در آینده روی کار بیاید قطعا باید اولویت اول خود را پرداختن به مساله تورم قرار دهد که البته به دلیل سیاستهای نادرست، پول پخش کردنها و نامتوازن بودن بودجه کار دشواری است.»
موسوی در جمع مردم ملارد: 25درصد تورم یعنی کوچک شدن سفرهها و پائین آمدن سلامت و امنیت مردم
مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه مشکلات کشور حل نمیشود مگر به کمک مردم و با دولتی که بتواند از عقل جمعی و مشورتی بهره بگیرد، تاکید کرد: دولتی که بخواهد تکروی کند نمیتواند مشکلات کشور را حل کند.
آخرین نخستوزیر دوران دفاع مقدس در مسجد امام جعفر صادق (ع) شهرستان ملارد در جمع کثیر مردم این شهرستان افزود:«ما به امید دولتی هستیم که با استفاده از عقل و جرد جمعی بتواند از اقتصاد ملی به نفع عظمت کشور حمایت کند.»
موسوی با اشاره به مساله تورم در کشور اظهار داشت:«هیچ دولت و سند ملی در جهان وجود ندارد، مگر آنکه مساله کنترل تورم و گرانی در اولویت آن قرار داشته باشد زیرا وجود مثلا 25 درصد تورم به معنای 25 درصد کم شدن قدرت خرید مردم و کوچک شدن سفره مردم و همچنین پایین آمدن سلامت و امنیت آنهاست.»
نخستوزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اهمیت مساله بیکاری و اشتغال در کشور افزود:«در خانوادهای که دورنمای روشنی برای اشتغال فرزندان وجود نداشته باشد، امکان هر نوع انحرافی وجود دارد که مهمترین آنها سیطره یاس و ناامیدی و ترس از آینده است. کشوری که اشتغال پایدار نداشته باشد در اقتدار بینالمللی خود مشکل پیدا خواهد کرد.»
نخستوزیر دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه «کشوری که نیروی جوان، کارخانههای مختلف و پول نفت فراوان دارد شایسته است که از صنعت و بازار خود حمایت کند» بیان کرد:«این به معنی عدم ارتباط با جهان نیست بلکه به معنای حمایت از تولید ملی است. عدم حمایت از تولید ملی یعنی فقر، یاس، ناامیدی نسل جوان و روی گرداندن جوانان به سمت شرق و غرب.»
وی با طرح این سوال که چرا پدیده فرار مغزها در کشور ما وجود دارد و اغلب، بهترین دانشجویان ما به خارج از کشور میروند؟ گفت:«این جوانان اگر آینده روشن داشته باشند و پولهای نفت در کشور در جای خود استفاده شود نه در یک اقتصاد صدقهای، آن وقت میتوانند امیدوار باشند و ترس از آینده نداشته باشند.»
موسوی در بخشی از سخنانش، یکی از وظایف همه دولتها را حمایت از تولید ملی و باز نکردن بازارهای ملی بر روی کالاهای بنجل خارجی خواند و گفت:«در کشوری که باغهای فراوان وجود دارد، ننگ است که در بازارهایش میوههای خارجی جای میوههای داخلی را بگیرد.»
نخستوزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد:«ما بیش از همیشه نیاز داریم که شعار حمایت از تولید، دامداری، کشاورزی و اقتصاد ملی را بدهیم و از کارگران، روستاییان و تولیدگران خود حمایت کنیم زیرا در این صورت است که میتوانیم بر مشکلات خود فائق بیایم.»
موسوی در ادامه با بیان اینکه به این دلیل به صحنه آمدم که مشکلاتی در کشور دیدم، گفت:«هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که بخواهد نیرومند باشد اما اقتصاد نیرومند نداشته باشد. کشورهایی که اقتصاد ضعیف دارند در تامین امنیت، سلامت و آموزش شهروندان دچار دشواریهای فراوان هستند.»
وی با بیان اینکه ضعیف بودن اقتصاد ملی یعنی ضعف بینالمللی و ضعف در سیاستها و وجود مشکلات داخلی، افزود:«در اقتصاد ملی هر کشور دو مساله بسیار مهم است؛ اول نیرومندی اقتصاد و دوم عدالت. کشوری ممکن است ثروت زیادی داشته باشد ولی عدالت و توزیع درست ثروت نداشته باشد. نبود عدالت یعنی عدم امنیت و ایجاد فرهنگ توام با بداخلاقی.»
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه حضرت امام (ره) تاکید داشتند که انقلاب در اسرع وقت بتواند ضابطهمند شود، به اهمیت انتخابات در کشور اشاره کرد و گفت:«همه انتخابات ما در دوران جنگ به موقع انجام شده است. یکی از ابزارهای صیانت و حراست از انقلاب اسلامی و ارزشهای انقلاب همواره همین انتخابات بوده است.»
وی افزود:«قانون اساسی ما حق مردم برای حاکمیت بر سرنوشت خود را به رسمیت شناخته است. همه چیز در این کشور متعلق به مردم است و همه قدرتها سرچشمه گرفته از خواست و رای مردم است.»
موسوی در شهریار: گرانی نابودکننده تولید و نابودکننده نسلهاست
مهندس میرحسین موسوی تاکید کرد:«در کشوری که در آن از تولید داخلی حمایت نشود، به شاخص تورم بیاعتنایی شود و گرانی مشکل کوچکی قلمداد شود، هم جنبه عادلانه آن نظام مورد تهدید قرار میگیرد و هم اقتصاد آن کشور دچار مشکل میشود.»
آخرین نخستوزیر ایران در جمع کثیر مردم شهریار در مسجد امام حسن (ع) این شهرستان با اشاره به مشکلات موجود در بخش کشاورزی، نتیجه مشکلات در این بخش را ویرانی اقتصاد ملی خواند که هر کشاورز و صنعتگری این را میداند.
وی داشتن شغل، مسکن، ازدواج و نیز داشتن یک دورنمای روشن را از جمله مهمترین دغدغههای مردم خواند و گفت:«وقتی اقتصاد ملی آسیب ببیند، کارگر مضطرب خواهد بود زیرا در معرض اخراج قرار میگیرد و حقوقها معوقه است؛ بنابراین مساله اقتصاد ملی جزو مهمترین وظایف دولتهاست.»
موسوی در ادامه گرانی را نابودکننده تولید و نابود کننده نسلها دانست و بیان کرد:«همه دولتها سعی میکنند مساله کنترل تورم را در اولویتهای خود قرار دهند. متاسفانه ما از نظر تورم و گرانی جزو بدترینها در جهان هستیم. دلیل این مشکلات پخش کردن بیبرنامه پول در جامعه، نداشتن خط مشی روشن و عدم توجه به برنامهریزی است که با کمک مردم و احیای سازمانهای برنامهریزی باید به این مساله پرداخته شود.»
نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با اشاره به مساله بیکاری در کشور، مشکل بیکاری را به معنای تاریکی در جامعه عنوان کرد و بر حل این مشکل در کشور تاکید کرد.
وی در ادامه با بیان اینکه "کشاورز شمالی ما دوست دارد، برنج و محصولات کشاورزی او در سطح ملی به فروش برود" گفت:«وقتی سیاستهای نادرست پیش گرفته شود، درآمد کشاورزان پایین میآید، کارخانهها مشکل پیدا میکنند، در نتیجه کارگران اخراج میشوند و طی آن بداخلاقیهای مختلف اجتماعی به وجود میآید. بیشتر امراض کشور ما ناشی از بیکاری است و ناشی از این نیست که جوانان ما همت ندارند؛ جوانان ما همت دارند و فقط کافی است دورنمای روشنی برای آنها ایجاد کنیم.»
وی همچنین با بیان اینکه وقتی یک کشور اقتصاد ملی مناسب داشته باشد، اقتدار بالایی خواهد داشت، تصریح کرد:«برعکس اگر کشوری اقتصادی ضعیف داشته باشد یا در منطقهای باشد که در بین کشورهای اطراف خود ضعیف باقی بماند، امنیت آن در خطر خواهد بود و مردم آن کشور نیز مشکل پیدا خواهند کرد. وقتی مردم کار داشته باشند و گرانی نباشد خواهیم دید که مشکلات مربوط به فرهنگ، بهداشت، درمان و امنیت آنها نیز کمتر میشود.»
موسوی با اشاره به بحران مالی جهان و مشکلات بهوجود آمده در بسیاری از کشورها اظهار داشت:«مهمترین مساله کشورهایی که داعیه زیادی دارند، این است که چطور مشکلات اقتصادی خود را حل کنند زیرا میدانند اگر این بحران ادامه پیدا کند، نه تنها نفوذ خود در جهان را از دست میدهند بلکه در داخل کشور خود نیز دچار مشکل خواهند شد.»
وی اظهار داشت:«روند پیشرفت کشورها همیشه یک روند ثابت نیست بنابراین همه دولتها مراقبند که اقتصاد ملی نیرومندی داشته باشند.»
موسوی با تاکید بر اینکه تنها ایجاد ثروت در کشور کافی نیست بلکه نوع توزیع ثروت نیز مهم است، گفت:«در اینجاست که بحث عدالت مطرح میشود یعنی اینکه ببینیم آیا فرصتهای مساوی برای ورود به کار، کسب درآمد حلال و رشد و ارتقا برای همه مردم وجود دارد یا خیر.»
موسوی در بخشی دیگر از سخنانش به حساسیت مردم در آستانه انتخابات اشاره کرد و گفت:لیکی از برکات انتخابات، ایجاد آزادی و لحظاتی است که مردم بتوانند در سیاستها تجدیدنظر داشته باشند. حاکمیت بر سرنوشت خویشتن یکی از اهدافی بود که انقلاب اسلامی برای آن به وجود آمد. این نکته آنقدر اهمیت داشت که هیچ شرایطی موجب توقف در این امر نشد.»
وی افزود:«بارها با برگزاری انتخابات، خطرات بزرگی را از سر گذراندهایم و امکان بقای نظام را فراهم آوردهایم. اگر انتخابات را نداشتیم، الان نظام جمهوری اسلامی را نداشتیم. امروز لحظاتی است که مردم ما به سیاستها و برنامههای آتی نگاه کنند و برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند.»
موسوی در پایان با اشاره به اوضاع سیاست خارجی کشور خاطر نشان کرد:«نباید هر روز حادثهای در سیاست خارجی خود بتراشیم زیرا این مساله احساس امنیت مردم را به خطر میاندازد. ما احتیاج داریم با جهان تعامل درستی داشته باشیم. تعامل مناسب با کشورهای جهان و تنشزدایی و نیز بازگشت به برنامه در سیاست خارجی از جمله برنامههای من خواهد بود.»
منصور ضابطیان – چلچراغ:۱۲ سال پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، ایران دوباره در آستانه انتخاباتی قرار گرفته که شرایطش تا حدی شبیه آن روزهاست. با این تفاوت که «قهرمان» آن ماجرا که توانسته بود آن شور عجیب را به وجود آورد، از جایگاهی دیگر قصه را دنبال میکند. سیدمحمد خاتمی همیشه حرفهای تازه دارد و آنقدر محترمانه و محبتآمیز صحبت میکند که هر شنوندهای را سر ذوق میآورد. در آستانه انتخابات امسال و در نزدیکی سالگرد دوم خرداد فرصتی دست داد تا با او گفتوگو کنیم. گفتوگویی در یک هوای بهاری و در هجوم آواز پرندههایی که اگرچه شنیدن صدایشان وقت انجام گفتوگو جذاب بود، اما زمان پیادهکردن فایل صوتی آن، کار مرا به شدت دشوار میکرد.
طبیعی است که این گفتوگو بنا به شرایط موجود بیشتر حال و هوای انتخابات را در خود دارد. امیدوارم در آیندهای نزدیک این فرصت دست دهد تا گفتوگویی به دور از سیاست با او داشته باشیم. گفتوگویی در جستوجوی کشف سویههای دیگری از شخصیت سیدمحمدخاتمی.
- اجازه بدهید گفتوگو را با سنجش میزان علاقهمندی شما به دو روز در تاریخ این چند سال اخیر آغاز کنم. شما سوم خرداد سال ۱۳۷۶ را بیشتر در خاطر دارید یا چهارم تیرماه ۱۳۸۴ را؟
قطعا سوم خرداد را. چه در سال ۷۶ و چه در هر سال دیگر. این اتفاق تنها درباره من نمیافتد و تصور میکنم همه ایرانیها با هر نوع عقیدهای سوم خرداد روز فتح خرمشهر را به یاد داشته باشند. پس از تحمل آن همه رنجی که مردم ایران در بازپسگیری خرمشهر تحمل کردند، طبیعتا این روز که نماد قدرتمندی ملت ایران بوده و هست، در یاد همه ما میماند. آنها که دلبسته ایران و اسلامند و به تمامیت ارضی ایران فکر میکنند، نمیتوانند روز سوم خرداد را فراموش کنند.
- با همه احترامی که میباید برای خاطره خرمشهر قائل بود، اما منظور من از ذکر آن در تاریخ یادآوری سرانجامگرفتن دو اتفاق است. روز سوم خرداد ۷۶ (روز پایان شمارش آرا) شما با رأی قاطع مردم ایران به ریاست جمهوری رسیدید و در روز چهارم تیر ۸۴ بعد از هشت سال پرتب و تاب، ریاست جمهوری را به نوعی واگذار کردید که خوشایند طرفداران جریان اصلاحطلبی نبود. پس پرسشم را تکرار میکنم آقای خاتمی! کدام یک از این دو روز را بیشتر در خاطر دارید؟
روز چهارم تیرماه یک احساسی در ذهن من ایجاد میکرد و روز سوم خرداد احساس دیگری. از نظر شخصی روز سوم خرداد روز پردلهرهای برای من بود. در دستگرفتن سرنوشت کشور با توجه به آرمانها و توقعاتی که ملت داشتند، کار سختی بود. وعده و قولهایی به ملت داده شده بود و امکانات اندک بود. اعتمادی که مردم به من کرده بودند، برایم بسیار ارزشمند بود. بخصوص اینکه حادثهای رخ داد که برای ما بسیار مهم بود. حضور مردم و بهویژه جوانان در مخالفت با ارادههایی قرار گرفت که نمیخواست نتیجه انتخابات چنان باشد. آن ارادهها دست به هر کاری میزدند تا نتیجه چیز دیگری شود، اما مردم تصمیم دیگری داشتند. در چهارم تیرماه هم باز این مردم بودند که به صحنه آمدند، اما تاثر من از این بود که میدانستم سرنوشت میتوانست به شکل دیگری رقم بخورد، اما به دلیل بیتدبیری و تفرقآرا، سرانجام به گونهای شد که مطلوب ما نبود. امیدوارم آن تجربه تکرار نشود. من با توجه به جریان و فکری که میبینم در جامعه وجود دارد، ظرفیت تغییر شرایط وجود دارد. امیدوارم در این دوره آن تفرق ایجاد نشود تا اگر خدا بخواهد، بیست و سوم خرداد امسال هم شبیه سوم خرداد سال ۷۶ که میگویید باشد.

- اما خیلیها میگویند این اتفاق بهطور قطع میافتاد اگر سیدمحمد خاتمی در صحنه باقی میماند.
این لطف مردم است، اما فکر میکنم اگر ما در انگیزههای مردم که حضورشان انتخاب مرا در پی آورد عمیق شویم، میتوانیم تجربه مشابهی را تکرار کنیم. ما اگر معتقدیم که اوضاع باید بهنفع آرمانها و خواستهای ملت تغییر کند و اگر معتقدیم که شرایط فعلی کشور وضعی متناسب با شأن ملت نیست، باید جلو بیاییم و تک تک بگوییم که نیازمند این تغییر هستیم. خوشبختانه در شرایط فعلی شخصیتهایی در صحنه حضور دارند که میتوانند این نیاز و خواست تاریخی مردم را برآورند. بخصوص برادر بزرگوارمان جناب مهندس موسوی که امیدوارم با احساس مسئولیت سنگین مردم و فکر عمیق فراتر از احساسی که مردم دارند، باز ما شاهد یک تحول بزرگ باشیم.
- حرفهای شما امیدوارکننده است، اما وقتی در شهر میچرخید، حسی از یأس بر آدم غلبه میکند. شور انتخابات نهتنها با سال ۷۶ که حتی با سال ۸۴ هم قابل مقایسه نیست.
البته هنوز دیر نشده است. هرچه به انتخابات نزدیکتر میشویم، احساسات مردم بیشتر تحریک میشودو به این فکر میافتند که باید تا حد امکان در عرصه باشند. اگرچه من هم معتقدم که باید شور بیشتری در جامعه باشد. همه ما باید تلاش بیشتری بکنیم تا مردم این احساس را بکنند که میتوانند سرنوشت خودشان را تغییر بدهند.
واقعا میتوانند؟
قول میدهم که میتوانند مشروط بر اینکه بخواهند. همچنان معتقدم که اگر در جامعه ما مردم حضور چشمگیر پیدا کنند، بهرغم تمام موانع و مشکلاتی که سد راه هست و سعی میکند حضور مردم یا تاثیر حضور مردم را کم بکند، ولی حضور میلیونی و شورانگیز مردم میتواند این موانع را به جای خودش برگرداند. من و شما و بخصوص همه جوانها با احساس مسئولیت باید سعی کنیم شرایطی فراهم شود که تعداد بیشتری از مردم سر صندوقهای رأی حاضر شوند. اگر این اتفاق بیفتد، در نهایت به نفع مردم ایران است.
- مهمترین پرسشی که در دو سه ماه اخیر در ارتباط با شما مطرح بوده، به مسئله آمدن شما به صحنه انتخابات و خروج زودهنگامتان مربوط میشود. اگر به جای من خیام نیشابوری مقابل شما نشسته بود، یقینا از شما میپرسید: این آمدن و رفتن تو بهر چه بود؟
همه ما در مقابل این مردم، این کشور و این انقلاب مسئولیت داریم. من هم از دیگران مستثنا نیستم. درک اولیه من این بود که با توجه به اینکه هشت سال رئیس جمهور ایران بودهام، بهتر است میدان را برای دیگرانی خالی کنم که شایستگی این مقام را دارند و اجازه بدهم فکرهای نو و آدمهایی با ظرفیتهای جدید پا به عرصه بگذارند. اما روند امور و ابراز احساسات بخشهای مختلف جامعه و به ویژه جوانان سبب شد که نگران شوم که اگر من نخواهم وارد عرصه شوم، شاید چنین تلقی شود که خواست مردم و توقع آنها برایم اهمیتی ندارد. آقای مهندس موسوی از سرمایههای بزرگ کشور ما هستند. ایشان نهتنها دید خوبی دارند که توان مدیریت بالایی هم دارند. آقای موسوی توان ایجاد تغییر در چارچوبهای آرمانهای انقلاب را دارند و آمدن ایشان برای ما غنیمتی بود. من بیش از آن گفته بودم که «یا من یا آقای مهندس موسوی». من فکر میکنم که با آمدن ایشان و البته همراهی مردم، همان نظری که من دارم، تامین میشود و از طرفی به حرفی که زده بودم هم معتقد بودم. من فکر کردم که پاسداشت این اصل اخلاقی بسیار مهم بود. بخصوص با توجه به شیطنتهایی که وجود داشت و میگفت که ما بهخاطر قدرت وارد این عرصه شدهایم و برای همین حاضر نیستیم که پا پس بکشیم. برای از بین بردن آن شائبهها ترجیح دادم که در صحنه رقابتها نباشم. از طرف دیگر به شدت معتقدم که آقای مهندس موسوی بهخوبی از عهده اداره کشور برمیآیند.
- آیا رأی به میرحسین موسوی رأی به سیدمحمد خاتمی است؟
والله من در عین حالی که به عزیزان دیگری که در صحنه هستند احترام میگذارم، اما با توجه به شرایط و امکانات موجود و تواناییهای مختلف، احساس میکنم که آقای مهندس موسوی گزینه بسیار مناسبی برای ریاست جمهوری هستند. بله، میتوانم بگویم قطعا پیروزی آقای مهندس میرحسین موسوی را پیروزی خود میدانم.
- در یکی از ملاقاتهایتان در زمستان گذشته، چنان که خودتان نیز یادآوری کردید، گفته بودید «یا من یا آقای مهندس موسوی نامزد انتخابات خواهیم بود.» بسیاری معتقدند که به کاربردن حرف اضافه «یا» در این جمله کار را مشکل کرده و اگر شما حرف اضافه «هم» را به کار میبردید، هیچگاه صحنه انتخابات را واگذار نمیکردید.
من نمیخواستم تلقی این پیش بیاید که دارم با کسی که به لحاظ فکری اشتراکات زیادی با من دارد، رقابت میکنم. دست کم جامعه میداند که برای شخص من قدرت چندان مهم نیست و از طرف دیگر با شأن اخلاقی که در آقای موسوی سراغ دارم و میدانم که چقدر نسبت به رعایت اصول اخلاقی پایبند هستند، آن «هم» برای مردم چندان قابل قبول نبود و همچنان بر استفاده از آن «یا» تاکید میکنم.
- در دوران هشت ساله ریاست جمهوری شما، بحرانهایی که شخص شما یا دولت هشتم را نشانه میگرفت و آن جمله معروف هر ۹ روز یک بحران، یکی از چالشهای اساسی بود. به نظر میرسید که با پایان کار دولت این بحرا نها خاتمه پیدا کند، اما گاه ادامه یافت و بیش از همه در ارتباط با شما بود. چرا؟
البته بهتر است به جای بحران کلمه مخالفت را به کار ببریم. از این جهت که بحران زمانی پیش میآید که شخص یا اشخاصی در مسند امور باشند و کارها را در دست بگیرند و در جهت مخالفت با آنان کارشکنیهایی پیش بیاید که به جای فایده و کسب محصول ناگزیر شوند هزینههای زیادی بپردازند. بنابراین، اینکه به من اعتراض شود یا مخالفانی داشته باشم، نمیتواند مصداق بحران باشد و این اعتراضها و مخالفتها هم اصلا چیز بدی نیست و میتواند یک نوع نقد باشد، اما متاسفانه بسیاری از این مخالفتها دامنه گستردهتری داشت و بیشتر شبیه تخریب یا جفاکاری بود. اما متاسفانه کشور از جهات دیگری با بحران روبهروست.

- از چه جهتی؟
در چند سال اخیر فرصتهای طلایی در زمینه مادی و بینالمللی برای کشور ما به وجود آمد که نهتنها نتوانستیم از آنها استفاده کنیم که بسیاری از این فرصتها خود به تهدیدی برای ایران تبدیل شد. با امکاناتی که در چند سال گذشته برای کشور به وجود آمده بود، میتوانستیم مسیر توسعه را سریعتر و موفقتر طی کنیم.
- وقتی میگویید توسعه، منظورتان توسعه سیاسی است یا اقتصادی؟
منظورم یک توسعه همهجانبه است.
- و وقتی به «امکانات» اشاره میکنید، منظورتان افزایش چشمگیر قیمت نفت در چند سال گذشته است؟
بله. هم افزایش قیمت نفت و هم وضعیت اقتصاد جهانی. همین بحران اقتصادی آمریکا باعث کاهش قیمتها در سطح بینالمللی شد، بهگونهای که ما میتوانستیم تکنولوژیهای برتر و کارخانههایی را که میتوانست زیرساخت اقتصادی خوبی را در کشور بنا کند، با قیمتی بسیار کمتر به کشور بیاوریم. ما درآمدهای نفتی بینظیری در چهار سال گذشته داشتیم، اما متاسفانه میبینیم که گام مهمی در این زمینه برنداشتیم و فرصتهایمان را یکی یکی از دست دادیم. من معتقدم که آثار مخرب این اشتباهها تازه امسال و چند سال آینده در کشور نمودار خواهد شد. وقتی در تولید سرمایهگذاری نشود، نتیجهاش رکود و بیکاری خواهد بود که نشانهاش آرام آرام خودش را نشان خواهد داد. در عرصه جامعه مدنی هم با مشکلات فروانی روبهرو شدهایم. من معتقدم که آزادیهای مدنی نیز در این سالها گسترش نداشته و یک مشکل اساسی دیگر نگاهداشت عزت و سربلندی ملت ایران در عرصه داخلی و خارجی است که میشد وضعیتی مطلوب و قابل دفاع داشته باشد.
- یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که اتفاقا به جبهه اصولگرایان نزدیکتر است، اخیرا در سخنرانیاش گفته بود که ادامه شرایط فعلی، کشور را به پرتگاه خواهد کشاند. آیا شما هم معتقدید که ما بر لبه پرتگاه ایستادهایم؟
نمیخواهم تعبیر پرتگاه را به کار ببرم، اما معتقدم به خاطر مدیریت نادرستی که صورت گرفت، ملت ایران هزینههای فروانی پرداخت، بدون آنکه فایده چندانی ببرد. چه در مصرف بیرویه امکانات و منابع مادی و چه در مصرف نادرست ارزشها و معیارهای معنوی در جامعه که نتیجهاش ایجاد یک بدبینی خواهد بود. شما اگر از مردم دم بزنید، اما مردم احساس حرمت نکنند، اگر از عدالت دم بزنید، اما فاصلههای طبقاتی روز به روز زیادتر شود، اگر از قدرت و قوت ملت ایران نام ببرید، اما ملتتان روز به روز در جهان منزویتر شود و بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گیرد، نهتنها این زیانها به مردم وارد شده، بلکه یک نوع بدبینی نسبت به ارزشها و آرمانها پیدا میشود. من معتقدم که این زیانها به میزان فراوانی ایجاد شده و ما در وضعیت مناسبی قرار نداریم. البته ایران بسیار قوی است و ظرفیتی که انقلاب ما ایجاد کرد، ظرفیت بالایی دارد، اما در عین حال باید نگران بود که این ظرفیتها و این زمینهها نتواند چنان که باید و شاید به نفع ملت مورد بهرهبرداری قرار گیرد و موجب ایجاد ضرر و زیانهایی برای ایران شود.
- خبرنگار مجله نیویورکر چند ماه پیش به ایران آمده بود و گزارش مفصلی از و ضعیت فعلی ایران در آستانه انتخابات نوشته بود. او به جملهای از آقای احمدینژاد اشاره کرده بود که گفته بودند: «من با نفت بشکهای پنج دلار هم کشور را اداره میکنم.» خبرنگار نیویورکر نوشته بود که در همان روز سیدمحمد خاتمی نیز در جایی سخنرانی کرده بود و مهمترین حرفش در سخنرانی این بود که «فلسفه گفتوگوی تمدنها ریشه در انساندوستی دارد.» او این دو جمله را که در یک روز ثابت ادا شده بود، با هم مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که اصلاحطلبان و بهویژه شخص شما با زبان توده مردم چنان آشنا نیستید و خواستهایشان را نمیشناسید. چنین نگرشی میان بعضیها در ایران هم وجود دارد. این مسئله شما را به فکر فرو نمیبرد؟ آیا واقعا با زبان مردم آشنا نیستید؟
اگر منظور از «زبان مردم» عوامفریبی باشد، حق با خبرنگار نیویورکر است. من اهل عوامفریبی نبوده و نیستم. فهم زبان مردم، استلزامات و نشانههایی دارد. من گمان میکنم بدون عوامفریبی میتوان زبان دل تاریخی ملت ایران را هم فهمید. همیشه شاهد بودهایم که مردم در انتخاب رئیس جمهورها برای چهار سال دوم شور کمتری نشان دادهاند و تعداد آرا معمولا کمتر از دوره پیش بوده است. چرا که چهار سال تجربه کردهاند و بسیاری از خواستهای مردم برآورده نشده. من فکر میکنم افزایش دو میلیونی آرایی که در سال ۱۳۸۰ برای دور دوم ریاست جمهوری من به صندوقها ریخته شد، خود بزرگترین گواه است که بدانیم مردم حرف مرا میفهمند و من زبان آنها را میدانم.
- اما در همان دوران هم یک جمعیت چند میلیونی بودند که اصلا پای صندوقهای رأی نیامدند. جمعیتی که تعدادشان بیش از تعدادی بود که در دور اول نامزدی شما پای صندوقها نیامد.
ما همیشه با این جمعیت خاموش روبهرو بودهایم. ما نمیتوانیم بگوییم که همیشه توانستهایم صد درصد نظر مردم را جلب کنیم. آنها که پای صندوقها نیامدند، شاید بیش از آنکه با برنامهها و حرفهای من مخالف باشند، دچار یک نوع یأس و سرخوردگی بودند که این برنامهها عملی نخواهد شد. آنها بیشتر مشکل ساختاری داشتند و میگفتند این حرفها و شعارها که فلانی میزند، قشنگ است، اما در این ساختار قابل انجام نیست و عملا کاری از دست کسی ساخته نیست.
ولی آقای خاتمی، این جمله «کاری از دست کسی ساخته نیست» را من متاسفانه در جامعه فراوان میشنوم. در تعداد زیادی از نامهها و ایمیلهای خوانندههای چلچراغ این جمله یا جملهای شبیه به آن را خواندهام. این نظریه متاسفانه دارد، تبدیل به یک نظریه غالب میشود. با توجه به ساختار موجود، کاری از دست کسی ساخته هست یا نیست؟
ما یکسری آرمانها و ایدهآلها داریم که طبیعتا احساس آدم رو به آنهاست، اما یکسری واقعیتها هم داریم. اگر این انتظار را داشته باشیم که آرمانها و ایدهآلها باید در کمترین زمان و کمترین فرصت تحقق پیدا کند، سرخورده میشویم. واقعیتهای تاریخی، اجتماعی، بینالمللی و واقعیتهای ساختاری که وجود دارد، مانع از تحقق صد درصدی این آرمانها میشود. منتها باید این واقعبینی را در جامعه ایجاد کرد که در حال حاضر حرکت به سوی آن آرمانها خودش قدم بزرگی است ولو اینکه در این مدار صددرصد ما فقط دو درجه جلو برویم. اگر انتظار داشته باشیم که یک فرد با یک دولت یک شبه به همه وعدههایی که موردنظرش بوده برسد و بتواند همه خواستهای ملت را برآورده کند، از واقعیت دور شدهایم. من فکر میکنم بخشی از این سرخوردگیها ناشی از فاصلهای است که میان واقعیتها و آرمانهای ملت وجود دارد. کار روشنفکری و هدایت جامعه، این است که تفکیک بین واقعیتها و ایدهآلها را بین مردم جا بیندازیم تا جامعه توقعاتش را واقعیتر کند. آن موقع است که این یأس هم از بین خواهد رفت.
- پس به چلچراغیها بگوییم خیالشان راحت باشد!
نه… به چلچراغیها بگویید که آنقدرها هم خیالشان راحت نباشد، بلکه باید نسبت به مسائل جامعه دغدغههای لازم را داشته باشند. به آنها بگویید که اگر انتخاب درست کنند، حرکت در مسیر ایدهآلها صورت خواهد گرفت.
- نتیجه انتخابات ممکن است به نفع جناح متمایل به تفکرات شما یا به نفع جناح مقابل رقم بخورد. در هر کدام از این دو صورت، سیدمحمد خاتمی چه خواهد کرد؟
به هر حال انتخابات نتیجه مشخصی دارد و امیدوارم که انتخابات درست، سالم و رقابتی انجام بگیرد و مردم هم پای صندوق بیاید. نتیجه هرچه باشد، برای ما قابل قبول است. من هدفهایی را در داخل و خارج از کشور برای خودم در نظر گرفتهام و در همان مسیر گام بر خواهم داشت، اما مطمئن هستم که اگر نتیجه انتخابات بهگونهای که مطلوب ماست رقم بخورد، من هم امکان بیشتری برای عملیکردن این برنامهها خواهم داشت و در غیر این صورت باز با مشکلات فراوانی در این زمینه روبهرو خواهیم بود. اما به هر حال معتقدم کارهای بزرگ در زمینهای هموار صورت نمیگیرد و من عادت کردهام که در زمینهای ناهموار حرکت کنم.
- هیچ دقت کردید؟ در طول گفتوگوی ما، پرندهها گاه با صدای بلند آواز میخواندند و گاه کاملا سکوت میکردند. اینجا همیشه همینطور است؟
سؤال مشکلی کردید.
- به هر حال گفتم شما که زبان مردم را میدانید، شاید زبان پرندهها را هم بلد باشید!
زبان پرندهها را بلد نیستم، اما تصور میکنم کل طبیعت و آنچه خداوند آفریده است، خود یک سرود است. سرودی که دائما دارد نواخته میشود. آفرینش خود بزرگترین سرود جاری در جهان هستی است. نکته مهم این است که آیا ما گوش شنیدن این سرود را داریم یا نه. میگویند گاهی صداها در یک فرکانس خاصی شنیده نمیشوند، اما این به آن معنا نیست که این صداها و فرکانسهایشان وجود ندارند، بلکه ما توانایی شنیدنشان را نداریم. من معتقدم کل آفرینش در حال خواندن است. ما گاه این خواندن را میشنویم و گاه نمیشنویم. خداوند انشاءالله گوشی به ما بدهد که بتوانیم همه این سرودها را بشنویم و آیا سکوت خودش هم یک سرود نیست؟ شنیدن سرود سکوت هم خودش لذتبخش است.

- همیشه هم لذتبخش نیست وقتی که بدانید شهرتان پر از صداهای خاموش است.
بله، آن صداها مثل خطوط نانوشته بین سطور هستند. اتفاقا فکر میکنم کسانی که بیشتر مینویسند، از این دست ناگفتهها بیشتر دارند. بله، صداهای خاموش… تعبیر خوبی است. این صداها در اغلب موارد شنیده نمیشود، اما کسانی که آنها را میشنوند هم احساس لذت میکنند و هم احساس وحشت. وحشت از اینکه چگونه باید به این صداهای خاموش پاسخ داد؟
- امسال بهار خوبی بود، فکر میکنید تا پایان خرداد طراوت این بهار حفظ شود؟
امیدوارم این طراوت باقی بماند. سال گذشته سال خوبی نبود، اما از اواخر اسفند تا الان خداوند عنایتش را شامل حال ما کرد و امیدوارم طراوت طبیعت سبب طراوت دلهای ما شود، بخصوص تا پایان ماجرای انتخابات.
- امسال فکر میکنم استثنائا جوجهها را آخر بهار میشمارند.
معمولا انتخابات ریاست جمهوری ما در بهار است و من معتقدم که ملت ما اگر احساس کند که کجا سرمایهگذاری کند تا جوجههای خوبی پرورش دهد، در این سرمایهگذاری موفق خواهد شد و همین بهار دستاورد خوبی خواهد داشت و جوجههایی را خواهد شمرد که آینده خوشبینکنندهتری را رقم خواهد زد

یاری: کاندیدای مورد حمایت حامیان سید محمد خاتمی در بیان دلایل ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری گفت:«آمدهام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، مهندس میرحسین موسوی صبح امروز پس از حضور در ستاد انتخابات کشور و ثبت نام در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بر خلاف محمود احمدینژاد که همانند چهار سال گذشته حاضر به پاسخگویی به سئوالات نمایندگان افکار عمومی نشد با آغوش باز به میان خبرنگاران رفت و به اکثر سئوالات آنان پاسخ گفت.
وی در ابتدا به قرائت بیانیهای پرداخت که اصلیترین سرفصلهای برنامههای او در دولت دهم را تشکیل داده و عهده نامه او با ملت محسوب میشود.
متن این بیانیه چنین است:
با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروتهای بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدنها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملتها، آن را پناهگاه آیینهای آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمیتواند به آن لطمه بزند.
آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز میکند نه خودپسندی و مباهات به گذشتهای سپری شده بلکه میل به بهترینها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را میتوان جستوجو کرد.
آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشماندازی از بهروزی که در پیشرویش قرار میگیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر میبریم بیتردید بهترین نیست.
در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایههایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خونهای گرامی بودهاند، در خطرند. آنچه امروز میبینیم آن چیزی نیست که میخواستیم، آن چیزی نیست که میتواند باشد.
من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدهام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگرانکننده یافتم.
آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
آمدهام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولینعمتان دولتها باشم.
آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.
آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.
آمدهام تا وسیلهای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.
آمدهام تا با تنشزدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.
آمدهام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.
آمدهام در حالی که راهی ساده و یکشبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمیشناسم و معضلات امروز را ناشی از چارهجوییهای شتابزده، یکشبه و یکنفره میبینم.
آمدهام تا ساختار آسیبخورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامهریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بودهاند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.
آمدهام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیتهای مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.
آمدهام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامتشان را خم کرده و سیاستهای نادرست اقتصادی عزتشان را نشانه رفته است.
آمدهام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمدهام تا با گسترش بیمههای همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلتهای آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسههایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریدهاند از یاد ببرند.
آمدهام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروههای مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطهای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمانهای کشور برقرار کنم و آمدهام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.
اینجانب آمدهام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعهای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگترین سرمایه ما در مسیر پیشروست. ما نمیتوانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوتهای خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار دادهام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکلهایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه میگذارم تا مرزبندیهای جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.
استقلال اینجانب نه از سر تکروی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توانهایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیتهای عادیای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایشها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. میدانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمیشود.
اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال میکنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بیتردید از جمله آنانند با حمایتهای خود یاری خواهند فرمود.
والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب

رئیسجمهور دوران اصلاحات با خطاب قرار دادن میرحسین موسوی با واژه «روشنفكر دینی» و «مدیر كارآمد» دستان نخستوزیر دوران جنگ را بالا گرفت و بار دیگر و در میان تشویقهای بیامان هزاران نفر از هواداران اصلاحات خواستار حضور فراگیر مردم در انتخابات شد.
سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی «در یك قاب» نخستین بار در همایشی انتخاباتی به موازات استقبال كمنظیر حامیان اصلاحات شركت كردند؛ یك گردهمایی پرشور كه طلبكنندگان «تغییر وضع موجود» مدتها انتظار آن را میكشیدند.

این انتظار در عصر بارانی روز گذشته به پایان رسید و «سید» در كنار «مهندس» در ردیف ابتدایی سالن زیبای همایشهای برج میلاد در كنار بسیاری از فعالان سیاسی شاخص اصلاحطلب،چهرههای فرهنگی، هنرمندان نامآشنای مردم و فعالان اجتماعی و مدنی نشستند و به نماهنگهای حماسی در حال پخش چشم دوختند.

سالن بزرگ برج میلاد مملو از جمعیت بود و تا روی سن دامنه حامیان میرحسین و خاتمی و خیل عكاسان و خبرنگاران داخلی و خارجی كشیده شده بود. بیدلیل نبود كه هسته مركزی پویش (كمپین) حمایت از موسوی و خاتمی از شهردار تهران و رئیس اصلاحطلب كمسیون فرهنگی شورای شهر ـ احمد مسجد جامعی ـ درخواست كرده بودند بزرگترین سالن شهر را در اختیار این همایش انتخاباتی اصلاحطلبان قرار دهند.

میرحسین زودتر از خاتمی دوشادوش همسرش زهرا رهنورد در اواسط همایش قدم به سالن گذاشت. او كه از ابتدای این همایش با غریو شعارهای «درود بر خاتمی، سلام بر موسوی» از سوی حاضران به سالن فراخوانده میشد رو به جمعیت كرد و دستان خود را بالا برد. همین امر كافی بود تا برای دقایقی طنین تشویقها و فریادهای پویش گران حامی موسوی و خاتمی این جلسه را از حالت عادی خارج كند. این اتفاق و با شدت بیشتر هنگام ورود سیدمحمد خاتمی تكرار شد. دو «یار دبستانی» هزاران جوان حاضر در سالن را به وجد آوردند تا سرود یار دبستانی حاصل این «شور و شعور» شود.

این صحنهها همانند سكانسهای یك فیلم نوستالژیك، سران اصلاحات را به یاد میتینگهای كمنظیر قبل از دوم خرداد یا نشستهای انتخاباتی انتخابات ریاستجمهوری نهم انداخت؛ شاید به همین دلیل بود كه عبدالعلیزاده در این لحظات و هنگام پخش تصاویر قهرمانان ملی و دینی ایرانزمین ـ از مشروطه تاكنون ـ و به خصوص هنگام نقش بستن تصویر شهدای دفاع مقدس در كنار امام امت ناگزیر شد اشكهای خود را پاك كند.

خاتمی اما در دیگ خروشان جوانان حامی اصلاحات به سوی تریبون گامهای استوارش را برداشت و پس از قرار گرفتن در جایگاه، ناچار شد دقایقی سكوت كند چرا كه صدای او در میان غریو فریادهای طرفداران «تغییر» گم بود.پس از این مكث دلپذیر این گونه آغاز كرد: «نزدیك غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم. پس بگذارید در این هنگام غروب كه غم دلپذیری دلها را پر میكند همزبان با آیینهدار جان بلند وارسته ایرانی حافظ شیراز شویم كه میگوید:
صبح است ساقیا قدحی پرشراب كن/دور فلك درنگ ندارد شتاب كن/زان پیشتر كه عالم فانی شود خراب / ما را به جام باده گلگون خراب كن. نقل است آیتالله حاجمیرزاجوادآقا ملكیتبریزی در قنوت نماز شب خود این ابیات حافظ را میخواند. صرف نظر از معنای بار سنگین عرفانی آن میخواهم از آن استفاده كنم و بسیار كوتاه خطاب به حاضران و در محضر سرور ارجمندم جناب مهندس موسوی نكاتی را عرض كنم كه اصلیترین آن غنیمت شمردن فرصت است. فرصتها كم و دیر به دست میآیند و زود از دست میروند. فرصتها اما در عرصه اجتماعی و سیاسی از دست نمیروند بلكه به تهدید تبدیل میشوند و ما امروز در برابر تهدیدها و بحرانها هستیم و در عین حال فرصت مغتنم انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم.»

تشویقهای بیامان مدعوین سخنان خاتمی را قطع میكرد و پس از اندكی درنگ خاتمی با صدایی بلندتر رو به ملت ایران اینگونه گفت: «اگر وضع كشور را میپسندید؛ اگر احساس میكنید از امكانات كشور به درستی استفاده میشود؛ اگر احساس میكنید فرصتهای بزرگی از دست نرفته؛ اگر احساس میكنید ایران سرفراز است و شأن و حیثیت ایران در منطقه و عرصه جهانی حفظ میشود؛ اگر میاندیشید فرصتهایی كه مانند افسانه بود و درآمدهای مالی هنگفتی را برای كشور به ارمغان آورد در مسیر توسعه كشور صرف شد؛ اگر با وجود درآمدها دچار ركود تورمی نیستید؛ اگر دانشگاه و دانشجو جایگاه خود را دارد و اگر بیان اندیشه از گذشته آزادتر است بسیار خوب؛ این وضع را ادامه دهید. اما اگر احساس میكنید چنین نیست كه نیست فرصت انتخابات را غنیمت بشمارید.»

خاتمی بیان دغدغههای خود را ادامه داد: «فرصت انتخابات ارزان به دست نیامده. این خواسته صد ساله مردم ایران است. در مقاطعی از تاریخ مردم موفق شدند خواست خود را عملی كنند و در مقاطعی فرصت از دست رفت. اما هنوز به بركت انقلاب اسلامی فرصت انتخابات برای شما باقی است.»
خاتمی با اشاره به میرحسین ادامه داد: «فرصت دیگر حضور برادر بزرگوارم مهندس موسوی است. او به معنای واقعی یك دیندار روشنفكر است و دغدغه خاطر او نسبت به شخصیت ایرانیان تردیدناپذیر است. موج سوم، یاری، ستاد 88 و همه مردم برای حضور فراگیر در انتخابات تلاش كنند تا این لحظه سرنوشتساز از دست نرود.»
پس از سخنان خاتمی میرحسین و زهرا رهنورد هم به روی صحنه آمدند و سید و مهندس پرچمی را به عنوان نماد امضا كردند و این پرچم سه رنگ را با یکدیگر به بالا بردند، یكی از جوانان رای اولی، دو شال سبز آورد، خاتمی خود شال سبز را به گردن میرحسین آویخت و آن رای اولی شال سبز دیگر را بر گردن خاتمی.

خاتمه مراسم سخنان نخستوزیر دوران جنگ بود كه صریحتر از گذشته، دولت نهم و شرایط موجود را ناكارآمد خواند: «از برادر ارجمند، انقلابی و مصلح جناب آقای خاتمی تشكر میكنم. صحبت همه اساتید و پیام موج هواداران اصلاحات، دغدغه مشترك همه ماست. نگرانی از شرایط و آینده ایران بزرگترین دغدغه ماست.»

وی صدای خود را بلندتر كرد: «كافی نیست كه دولت امنیت داشته باشد. باید آدمها امنیت داشته باشند. تا وقتی به آینده نگاه میكنند منظره روشنی در مقابل آنها دیده شود. رهایی از «نیاز مادی» مساله بسیار مهمی است چرا كه اگر كسی اسیر نان و سفره باشد فراغت اندیشیدن به آزادی را ندارد. اگر سوالهایی كه آقای خاتمی پرسید مطرح نبود چه دلیلی داشت همه ما اینجا جمع شویم؟ امنیت مردم مهمتر از امنیت دولت است. گمان نكنیم وقتی تنشی را بیهوده با دنیا ایجاد كنیم منافع ملی تامین میشود. ما به جای اینكه موجب آسودگی مردم شویم موجب نگرانی آنها میشویم. مردم به دنبال ثبات در مدیریتها هستند، جوانان ما گردش آزاد اطلاعات میخواهند. جوانان ما به مسكن، اشتغال و ازدواج میاندیشند اما از آن مهمتر میخواهند ترس از بیان عقیده نداشته باشند. آنها انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه میخواهند و این حق بدیهی مردم است؛ انتخاباتی كه در آن تخلفی نباشد.»

موسوی ضعف رسانهیی اصلاحطلبان را مورد اشاره قرار داد و تاكید كرد هر یك از جوانان حامی اصلاحات و مردم میتوانند یك رسانه باشند. شانس ما در با هم بودن است و این تنها وسیله ما برای پیروزی است.
محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب و داوود رشیدی به نمایندگی از هنرمندان در ابتدای مراسم دلایل حمایت خود را از میرحسین اعلام و درخواستهای جامعه را مطرح كردند. جواد یحیوی مجری این مراسم بهیادماندنی بود.
سایر عکسها:

پیش از شروع مراسم







در پایان این مراسم تابلو نقاشی از موسوی به او اهدا شد

رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد:طی چند سال اخیر، رویهها و شیوههایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و قدرت انتخاب مردم را محدود میكند و سلیقههایی اعمال میشود كه به جای اینكه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینهسازی بكند، در واقع پیش از تصمیمگیری مردم، برای مردم تصمیمگیری میكند.
به گزارش ايلنا سيد محمد خاتمي در يك گفتوگوي ويديويي با سايت موج سوم(پويش حمايت از خاتمي و موسوي)به پرسشهاي مختلفي مانند علت كنارهگيري از انتخابات و حضور مير حسين موسوي در اين عرصه،وضعيت اصلاح طلبان و فضاي سياسي كشور پاسخ گفته است.به لحاظ اهميت اين گفت وگو متن كامل آن در پي ميآيد:
آقای خاتمی، میلیونها ایرانی و صدها هزار پویشگر «موج سوم» به آمدنتان امید بسته بودند؛ چرا رفتید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. اولا تشكر میكنم از دوستان عزیزی كه خیلی هم دوستشان دارم و واقعا هم مخلصانه و البته خردمندانه در این مدت بدون هیچگونه چشمداشتی به صحنه آمدند، برای احساس مسئولیتی كه در برابر انقلابشان، كشورشان و مردم میكردند و در واقع مشوق من شدند برای آمدن در صحنه چون احساس میكردند كه به هر حال ممكن است این آمدن هم ما را به موفقیت نزدیكتر بكند و هم آنچه كه به مصلحت كشور و مردم هست را تامین کند. من افتخار میكنم كه مورد توجه این بخش از جامعه، یعنی جوانان فهیم دارای احساس مسئولیت بودم. و نیز تشكر میكنم از عنایت گستردهای كه در سطح كشور، از بخشهای مختلف جامعه و تودههای مردم گرفته تا نخبگان و بخشهای دینی، فرهنگی، اجتماعی به من داشتند.
منتها میخواهم در اینجا به نكتهای اشاره کنم. شور و اشتیاقی كه در آغاز دیدیم به گونهای بود که من واقعا احساس میكردم اگر تداوم پیدا بكند جریانی نظیر آنچه در دوم خرداد شاهدش بودیم، اتفاق میافتد. من میخواهم به جای اینكه بگویم این شور و اشتیاق متوجه فرد بوده است، بگویم یك منشاءهایی دارد كه اگر دقت بكنیم هنوز هم باقی هستند و ما اگر كمی به جامعه آگاهی بدهیم و منشا آن اشتیاق را از جنبه عاطفی و ارتكازی جامعه به جنبه خودآگاهش بیاوریم، بدون حضور من هم میتوانیم این شور و اشتیاق را ببینیم و موجی را شاهد باشیم كه واقعا منشاء یك تغییر قابل توجه در جامعه باشد.
من معتقدم این شور و اشتیاق به صورت طبیعی چند منشا دارد. اولا مردم ما آگاه هستند و به سادگی مقایسه میكنند بین آنچه كه در دوران گذشته و سالهای روی كار بودن دولت اصلاحات رخ داد و آنچه امروز رخ میدهد، و خیلی ساده میتوانند به یك جمعبندی برسند و اشتیاق پیدا بكنند به اینكه آن وضعیت تكرار شود. البته نظر من این نیست كه در دوره اصلاحات هم همه كارهایی كه شد درست بود یا ما توانستیم همه نیازهای جامعه را برآورده كنیم؛ نقصها و کمبودهایی هم داشتیم که بخشی از آن شاید به این برمیگشت که برنامههایمان كامل نبود و بخش قابل توجهی از آن هم به خاطر موانعی بود كه در برابر اصلاحات ایجاد کردند. اما مردم احساس میكردند كه اولا یك نوع صداقت وجود دارد و به مردم راست گفته میشود. دوم اینكه واقعا احساس میكردند كه به حقوق و آزادیهای مردم، امنیت كشور، ارزشها و استفاده بهینه از منابع برای بهبود وضع زندگی مردم توجه میشود و واقعاً دولت باور دارد که مردم صاحب حقاند و باید از منابع به نحو بهینه استفاده شود و حیثیت و اعتبار كشور و ملت بالا بیاید. حالا بخشی از آن را ما نتوانستیم انجام بدهیم و به همه اهداف نرسیدیم، بخشی را هم چنانچه گفتم با ایجاد موانع دستنیافتنی کردند. اما به هر حال مردم به صداقت و راستی دولت باور داشتند و كمتر عوامفریبی میدیدند.
منشا سومش خود انتخابات بود. اصلا خود انتخابات شورانگیز است برای كشوری كه قرنها تحت سلطه استبداد و در دو سه سده اخیر استبداد وابسته به استعمار بوده است و میخواستهاست که بر سرنوشت خودش حاكمیت پیدا بكند و در دوران مشروطیت و به خصوص در دوران انقلاب اسلامی تلاش هم کرده و دستاورد مهمش این بوده كه مردم این احساس را پیدا کردهاند که حق حاكمیت بر سرنوشتشان به رسمیت شناخته شده است. انتخابات هم مظهر این حق حاكمیت مردم بر سرنوشت است، هم راهكار منطقی و مدرن اعمال این حق حاكمیت بر سرنوشت و لذا خود انتخابات میتواند شورانگیز باشد. اگر ما نگاه بكنیم به این منشاءهای شور و بیاییم جامعه را روشن بكنیم که اگر به فردی كه دل بستهاند به خاطر این امور بوده است و امروز بدون آن فرد هم این امور قابل تحقق هست، من فكر میكنم ما باز شاهد شور و اشتیاق در جامعه خواهیم بود.
الحمدلله امروز سی سال بعد از انقلاب اسلامی میبینیم كه باز انتخابات هست و الان هم دارد برگزار میشود. منتها من معتقدم كه طی چند سال اخیر، رویهها و شیوههایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود میكند و سلیقههایی اعمال میشود كه به جای اینكه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینهسازی بكند، در واقع پیش از تصمیمگیری مردم، برای مردم تصمیمگیری میكند. و این خلاف جنبه دموكراتیك انقلاب ما و قانون اساسی ما است. من نمیخواهم بگویم سوءنیت هست، ولی این مسائل به وجود آمده است.
اتفاقا حالا كه انتخابات هست از مهمترین رسالتهای اصلاحطلبی یافتن راهكارهایی است برای توقف این رویههایی كه ایجاد شده و بازگشت به همان اصول انقلاب تا واقعا مردم تعیینكننده باشند و انتخابات به معنی واقعی كلمه انجام بشود. این از رسالتهای اصلاحات است كه بدون برخورد و ایجاد هیجان، راهكارهایی برای حل این مشکلات پیدا کند. به هر حال انتخابات هست و ما در معرض این انتخابات قرار داریم. و معتقدم كه اگر مردم به این دلایل و شاید دلایل دیگری عنایت ویژهای به من داشتند، بدون من هم اگر آگاهی پیدا بكنند و به صحنه بیایند زمینه برای پیگیری این مطالبات فراهم است.
برای این كار ابتدا باید ببینیم که زیانهای حضور همزمان تعدادی از نیروهای ارزندهای كه به هر حال در عرصه بودند چه هست، تا بعد سود اینكه اگر به صورت دیگری بود چه میشد را بررسی كنیم.
چرا فکر میکنید که رقابت شما با دیگر نامزدهای اصلاحطلب مطلوب نبود؟
اولا در مورد جناب آقای مهندس موسوی صحبت بكنم. آقای مهندس موسوی از نیروهای ارزنده و سرمایههای انقلاب ماست. و معتقدم ایشان هم علاقهمند است آن خواستهایی كه ما داریم در جامعه تحقق پیدا بكند و هم توان و ارادهاش را دارد. و البته این هیچ از مقام و ارزش جناب آقای كروبی كم نمیكند. الان چون به هر حال من گفته بودم «یا من یا جناب آقای موسوی» و بالاخره با قطعی شدن آمدن آقای موسوی بنده انصراف دادم، بیشتر بحث را روی آقای مهندس موسوی میبرم.
من معتقدم كه اولا اگر ما واقعا دقت بكنیم جناب آقای مهندس موسوی این شایستگی را دارند. ایشان سرمایهای هستند و ما همیشه خواستار بودیم كه آقای مهندس موسوی به صحنه بیایند و حالا آمدهاند. مواضع آقای مهندس موسوی هم كه اعلام شده است و دارد میشود و الحمدلله روز به روز هم روشنتر میشود، و شما میبینید كه بسیاری از مسائلی كه مورد متوجه ماست، مورد توجه جناب آقای مهندس موسوی هم هست. خوب آقای مهندس موسوی هست، و من هم گفته بودم «یا من یا ایشان». من معتقد بودم كه اگر ما میخواستیم این وضع را تدوام بدهیم یعنی حضور همزمان باشد، اولا معنایی كه در جامعه داشت یك نوع رقابت بود بین من و آقای موسوی و جناب آقای كروبی. و دیگران هم دامن میزدند به این كه اینها بیخود میگویند كه به یك سلسله اصول و اخلاق و ارزشها معتقدند، میخواهند قدرت پیدا كنند و الان میبینیم كه به جان هم افتادهاند. در مبارزات انتخاباتی هم در واقع وقتی آدم میخواهد خودش را در جامعه اثبات بكند معنای ضمنیاش این است كه به هر حال به من رای بدهید و به دیگری رای ندهید و یك نوع رقابت در آن تلقی میشود. من فكر میكردم كه با تلقیای كه جامعه از ما دارد، این رقابت، رقابت مطلوبی نبود.
اگر هر دو میماندید و در نهایت یکی به نفع دیگری کنار میرفت، بهتر نبود؟
چقدر ما به این مسأله اطمینان داشتیم؟ چقدر میتوان مطمئن بود که در نهایت یکی به نفع دیگری کنار میرفت؟ و اگر عملا در انتخابات با تعدد مواجه میشدیم، در رایی كه به ما میدادند تفرق و آشفتگی ایجاد میشد. بر فرض هم كه در نهایت یك نفر به نفع دیگری انصراف میداد، من فكر میكنم ما نمیتوانستیم به مردم بگوییم كه به عرصه بیایید ولی معلوم نیست كه در نهایت به چه كسی باید رای بدهید! این یك نوع دلسردی در جامعه ایجاد میكرد. و ممكن بود كه این تلقی ایجاد بشود كه با افكار مردم بازی شده است. من فكر میكنم كه با توجه به وضعیت آقای موسوی و صداقتش، دلایلی كه ایشان برای حضور داشت برای من قانعكننده بود. الان مجال نیست كه در این زمینه بحث بكنیم و به بعضی ذهنیتهایی كه متأسفانه در جامعه ایجاد شده و دیگران هم به آن دامن میزنند و ذهنیتهای غلطی است بپردازیم. اگر هم بحثی هست باید بگذاریم برای بعد از انتخابات. به هر حال دلایل آقای موسوی برای آمدن قانعكننده بود. حضور ایشان هم برای من مغتنم بود. و هیچ گونه تعارضی واقعا در این زمینه وجود نداشت. من در مجموع احساس كردم كه اگر بیایم و دعوتكننده جامعه به شركت در انتخابات باشم و معیارها را بگوییم، با توجه به بودن این عزیزان، میتوانیم جامعه را به سویی ببریم كه نتیجه مثبتی داشته باشد. انشاءلله اگر مجال فراهم شد در ادامه بحث بیشتر به آن خواهم پرداخت.
برای افزایش احتمال پیروزی اصلاحطلبان، پیشنهادتان به ستاد آقای موسوی چیست؟
در این زمینه بحث شده و پیشنهاداتی ارائه شده است و انشاءلله نتایجش را خواهید دید. من معتقدم كه ستادهای جناب آقای موسوی هست و باید كارش را انجام بدهد، ولی چه اشكالی دارد ستادهای مردمی و ستادهای دیگری كه میخواهند برای آقای موسوی كار بكنند و دارای امكانات و ظرفیتهایی هم هستند، به صورت مستقل كارشان را انجام بدهند. البته در سطح بالا باید یك نوع هماهنگی وجود داشته باشد كه تعارض و تزاحمی بین این ستادها و فعالیتهای مستقل ایجاد نشود. دوستان دارند تلاش میكنند كه انشاءلله در این زمینه از همه ظرفیتها استفاده بهینه بشود.
آقای خاتمی؛ با توجه به شناختی که از مهندس موسوی دارید مهمترین نقاط قوت، امتیازات و محسنات ایشان را چه میدانید؟
اول اینکه آقای مهندس موسوی از چهرههای فعال روشنفكری قبل از انقلاب و از روشنفكران پایبند به دین و آیین بودند. یعنی بنده اگر بخواهم جناب آقای مهندس موسوی را در این مقولاتی كه هست بگنجانم، باید بگویم ایشان روشنفكری است كه واقعاً دیندار هم هست. با توجه به اینكه امروز مساله «روشنفكری دینی» مطرح است، میتوان گفت که مهندس موسوی یک روشنفکر دینی است؛ فردی كه زمان خودش را درك كرده است، معیارهای روشنفكری را داراست و در عین حال به مبانی و اصول و معیارهای اصلی دین هم پایبند است. البته روشفکری دینی هنوز نیاز به تعریف دارد، یعنی از زمان مشروطیت به این طرف این مساله مطرح بوده است و اتفاقا معتقدم این جریان با اینكه مشكلاتی در تعریف خودش و تدوین آرا و نظراتش داشته، نقش موثری در جامعه ما داشته است. به هر حال آقای مهندس موسوی را یک روشنفکر دینی میدانم.
دوم، اخلاقی بودن آقای مهندس موسوی از امتیازات بارز ایشان هست. سوم، دلسوزی ایشان برای همه مردم ایران است. شاید این سوءتفاهم پیش بیاید كه ایشان صرفا به بخشهای محرومتر جامعه توجه دارند و بخشهای برخوردارتر را مردم نمیدانند. نه، وقتی من میگویم آقای موسوی به مردم باور دارد و برای آنها دل میسوزاند، منظورم این است که ایشان به همه بخشهای جامعه عنایت دارند. البته به هر حال با توجه به ذهنیتهایی كه دارند معتقدند بیشتر باید به محرومان جامعه توجه كرد، كه حق هم هست. گرچه اینجا یك نكته ظریفی هست كه من در هفته گذشته در جمع اعضای ستادمان گفتم كه نباید طرفداری از مستضعفین به معنی طرفداری از استضعاف گرفته شود، بلكه طرفداری از مستضعفین باید به معنی مبارزه با استضعاف باشد. یعنی ما باید به تولید، سرمایه، ثروت، فعالیتهای اجتماعی و اصلاح دامن بزنیم تا جامعه غنی بشود و این غنا را به نحوی توزیع بكنیم كه در جامعه محروم نباشد كه خوشبختانه در مواضعی كه اخیرا جناب آقای مهندس موسوی در مسائل اقتصادی داشتند، تا حدودی این مسائل روشن شد.
چهارم، باور ایشان به حرمت و كرامت انسان و حقوق مردم كه باز خوشبختانه در مواضعی كه در این زمینه داشتند مطرح شده است.
نظرتان درباره این جمله مهندس موسوی که «اصلاحطلبی هستم که مدام به اصول رجوع میکنم» چیست؟
من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاحطلب متدینی میدانم كه به اصول هم معتقد است. منتها بعضیها میخواهند این اصولگرایی را مصادره به مطلوب بكنند، چون در جامعه ما به غلط یا درست، یك تقسیمبندیای شده است كه یك جناح اصولگرا و یك جناح اصلاحطلب است و وقتی یك كسی میگوید من اصول را قبول دارم، برخی او را به یک جناح خاص منتسب میکنند. اصولگرایی که مهندس موسوی از آن سخن گفته است به معنای توجه به ارزشهای اخلاقی و دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی است و به یک جناح سیاسی اشاره ندارد و در اصلاحاتی که من از آن سخن میگویم نیز اصول جایگاه ویژهای دارد. بنده به صراحت میگویم که هم آقای موسوی اصلاحطلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصولگرایی من غیر از فاندامنتالیزم است. ما باید فاندامنتالیزم را معنای دقیقی بكنیم كه در مسیحیت مطرح شد و واقعا فاندامنتالیزم مشكلی برای بشریت، اندیشه بشر و فكر است. این غیر از اصولگراییای است. اما متاسفانه اصولگراییای كه در جامعه ما هست در خارج به فاندامنتالیزم ترجمه میشود و این مشكلاتی برای ما ایجاد میكند. به هر حال اصول داشتن، پایبند به اصول بودن، و در عین حال به خرد احترام گذاشتن و انعطافپذیر بودن و اینكه آدم تعصب بیجا نداشته باشد، اینها همه نیکو است.
بنده بارها گفتم دیندارم و به دین جامعه احترام میگذارم. منتها معتقدم كه این دین در عرصه حیات اجتماعی با حقوق شهروندی، آزادی مردم و اندیشه آزاد سازگار است. و این نکته در قانون اساسی ما هم آمده است. من به حاكمیت انسان بر سرنوشت خود كاملا معتقد هستم. به عدالت به معنی وسیع كلمه هم معتقدم، نه فقط عدالت در عرصه اقتصادی، آن هم فقط به صورت توزیع صدقهای امكانات در جامعه. به عدالت اقتصادیای اعتقاد دارم که انسانها بتوانند از امكانات جامعه استفاده بكنند و امكانات مادی زمینهای برای برخورداریشان باشد. اما عدالت را وسیعتر از این میبینم، و از جمله به حق حاكمیت انسان بر سرنوشت خودش، آزادی اندیشه و آزادی بیان اعتقاد دارم. انسان حق دارد آزادانه بیندیشد بكند و حق دارد ابراز نظر بكند. عدالت این است كه این زمینه را فراهم بكنیم. اینها اصولی است كه هست و معتقدم جناب آقای مهندس موسوی هم این اصول را قبول دارند، در عین حالی كه در مقام عمل معتقدم كه حالا نمیخواهم بگویم صد در صد، ولی خیلی به آن اصلاحاتی كه ما میگوییم نزدیك هستند.
شما سالها در کابینه مهندس موسوی عضویت داشتهاید و ایشان هم در دوران ریاست جمهوریتان از مشاوران ارشد شما بودند. با توجه به این ارتباط کاری و شناخت دقیقی که دارید مهمترین ویژگیهای شخصی ایشان را چه میدانید؟
پركاری، نجابت، دلسوزی برای مردم و البته دلسوزی برای انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعی. ما هیچ وقت آقای مهندس موسوی را ندیدیم كه خواسته باشد سلیقه و خواست خودش را تحمیل بكند. نظراتی داشتند، از آنها دفاع میكردند و اگر هم واقعا در مقابل، جمع این مساله را میپذیرفت قاطعانه عمل میكردند، و اگر هم نمیپذیرفت ایشان اصل مباحثه و بحث بودند و هیچ تعصبی روی مطالب خودشان نداشتند كه به هر قیمتی اعمال بكنند. و در مقام تصمیمگیری ایشان واقعا یك دموكرات واقعی بود و نه مستبد تحمیلكننده نظرات.
به نظر شما چگونه میتوان درصد افزونتری از ایرانیانی که میخواستند به شما رای دهند را برای رای دادن به نامزد دیگری قانع کرد؟
ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم میخواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر میكنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر میكنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی اینكه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بینالمللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط میشود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد. این به هیچ وجه به معنی تعرض به شخصیت یا انگیزه عزیزانی كه الان در عرصه خدمت هستند، نیست. آنها تلاش میكنند، انگیزه خیر هم دارند، اما به هر حال ما معتقدیم سیاستها و روشهایی كه اعمال شده به نفع كشور و ملت و انقلاب نیست. تهدیدها و مشكلات زیاد است و وضع اقتصادی، وضع خوبی نیست. حتی معتقدم ارزشها كه برای ما خیلی ارزشمند است، به نفع مقاصد خیلی تنگ و كوچك مصادره میشود. اینها باید تغییر پیدا بكند. و تغییر مثبتی كه میگوییم اتفاقا بازگشت به اصول و منافع ملی است.
اگر این دو امر در نظر باشد حالا باید ببینیم كه با آمدن بنده این تحقق پیدا میكرد و حتما موكول به این بود كه شخص من بیایم، یا ممكن است بنده هم نباشم ولی این دو امر مهم تحقق پیدا بكند؟ بنده با آن تعبیرهایی كه كردم منظورم این بود که جناب آقای مهندس موسوی میتواند این دو امر مهم را محقق كنند، اگر ما ایدهآلی فكر نكنیم. البته این به هیچ وجه به معنی نقص شخصیت جناب آقای كروبی نیست. ما صحبتمان این است كه به هر حال در این انتخابات باید پیروز بشویم. من معتقدم كه اگر ما اینكه «چرا» به فلانی رای میدهیم را مشخص كنیم، ممكن است كه به همان دلایل به فرد دیگری هم رای بدهیم و به این نتیجه برسیم خواستی كه خیال میكردیم با آمدن خاتمی تحقق پیدا میكند الان هم با رای به فرد دیگری قابل تحقق است.
آنچه كه امروز برای من مهم است این است كه هر كس كه در انتخابات شركت میكند باید به پیروزی بیاندیشد. اینجا تواضع و ازخودگذشتگی و اینها معنا ندارد. یا كسی نباید به صحنه بیاید یا معتقد است حرفها و دیدگاههایی دارد یا دیدگاههای موجود و حرفهای فعلی را نمیپسندد و میآید كه با پیروزیش این دیدگاههای خود را پیاده کند و وضعیت نامطلوب فعلی را تغییر دهد. بنابراین همه ما باید به پیروزی بیاندیشیم.
در این مرحله معتقدم كه وضعیت نابرابری در جامعه ما وجود دارد. امروز تبلیغات رسمی ما، نهادهای فراملی یا ملی ما كه باید بیطرفانه عمل بكنند و نهادهایی كه باید انتخابات را برگزار و بر آن نظارت كنند صریحا و با تمام وجود به نفع یك جریان وارد عرصه شدهاند. یا اگر هم اعلام نمیكنند، عملا به این شكل است. كاش فقط به نفع یك جریان وارد عرصه شده بودند، ولی اینها مشغول تخریب همهجانبه یك جریان دیگر هستند. بنابراین پیروزی در این عرصه خیلی آسان به دست نمیآید. شاید اگر من میآمدم به خاطر عنایت و لطفی كه مردم به من داشتند یا چون وضعیت روشنتر بود، این پیروزی آسانتر بود. ولی اتفاقا چون این پیروزی الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهمیت بیشتری دارد و شیرینتر خواهد بود.
از حامیانتان و آنها که میخواستند به شما رای دهند و به خصوص جوانان و پویشگران حامی نامزدیتان در شرایط کنونی دقیقا چه درخواستی دارید و مهمترین و موثرترین اقدامی که این حامیان برای پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات میتوانند انجام دهند را چه میدانید؟
من میگویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آنها که به خاطر كشور و انقلابشان به من علاقه داشتند عرض میكنم که تنها حضور همهجانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. اگر همه كسانی كه حق رای دادن دارند، حالا همه كه نمیشود، درصد بالایی از آنها در عرصه بیایند، هیچ ترفندی نمیتواند اكثریت قاطع مردم را لكهدار بكند. امكانات موجود و رسمی دولت كه در اختیار ما نیست و اگر هم بود از بیتالمال نمیخواستیم استفاده كنیم؛ امكانات تبلیغاتی رسمی كشور هم در اختیار ما نیست و حتی مشكل داریم برای اینكه صدایمان را به مردم برسانیم. در عین حال باید بكوشیم كه هر طور شده این صدا را به مردم برسانیم و مردم را تشویق بكنیم و به صحنه بیاوریم.
باز تاکید میکنم که تنها یك راه برای پیروزی وجود دارد و آن حضور حداكثری مردم در صحنه است. و من اینجا تشكر میكنم از همه جریانهای مختلفی كه با همه وجود در این صحنه نابرابر به عرصه آمدند و به خصوص «پویش» (موج سوم)، ستاد 88 و یاری، بدون هیچ توقعی و با همه وجود در عرصه آمدند، چراکه احساس مسئولیت میكردند. من هم واقعا سپاسگزارم و افتخار میكنم كه مورد توجه اینها بودم. و این بخش جامعه كه جوان است و طبعا احساسات قویتری دارد بسیار خردمندانه عمل میكند و میبینیم كه بعد از اینكه من انصراف دادم، با اینكه گلایه داشتند و هنوز هم شاید گلایه داشته باشند، با كمال خردمندی و محاسبه اعلام موضع كردند و جهت خودشان را در انتخابات مشخص نمودند زیرا یك اصل و هدفی فراتر از اشخاص در نظر آنها بود.
باری، راه مهم موفقیت ما که معتقدم موفقیت انقلاب و موفقیت ملت و كشور هم هست، حضور گسترده كمی و كیفی مردم در عرصه است. تنها این حضور گسترده است كه میتواند این وضع نابرابر را خنثی بكند و نتایجی كه مورد توجه همه ما هست و به خاطر آن متوجه یك فرد شدیم را به ارمغان بیاورد. بنابراین باید مردم بیایند و انشاءالله این پیروزی را تضمین بكنند. بنابراین خوب است که به مهمترین عواملی كه میتوانند موثر باشند در پرشورتر شدن انتخابات، جهت دادن به انتخابات و تشویق مردم برای حضور و آگاه كردن مردم توجه شود.
در طول سال گذشته یك جریاناتی رخ داد كه برای من هم افتخارآمیز بود و هم بسیار دلگرمكننده نسبت به آینده، و آن فعالیت وسیع، بیچشمداشت و متفكرانه نسل جوان اندیشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جریان «موج سوم». اینها هیچ توقعی از هیچ كس نداشتند، احساس كرده بودند كه باید در كشور یك تحولاتی ایجاد بشود، دلبسته انقلابشان بودند، دلبسته به مردم بودند، و معتقد هم بودند كه خردمندانهتر میشود این مملكت را اداره كرد، به صحنه آمدند و یك سلسله فعالیتهایی از جمله طرحهای «پویشیاری» را به راه انداختند. پویشیاریها كارهایی است كه خود مردم و پویشگران باید در عرصه انتخابات بكنند و کمکی است كه «پویش» و «موج سوم» میتواند به مردم برای انجام آن کارها بکند و بسط انتخابات، بالا بردن آگاهیها و فراهم کردن زمینههای حضور مردم از جمله اهداف آن است و این «پویشیاری»ها و فعالیتها مسائل ابتكاری و ارزشمندی بود و هست. همچنان كه دوستان ما در یاری و ستادهای 88 حضور داشتند و همه اینها ارجمند است.
من معتقدم كه اولا مردم باید واقعا به عرصه بیایند، دوم اینكه اعتماد بكنند به این «موج» فرزندان مخلص و خوبشان كه هم ابتكار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسئولیت دارند، هم خردمندی دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمدهاند و مردم هم یاری كنند كه طرحهای «پویشیاری» در جامعه ما كارآمدتر و گستردهتر اجرا بشود.
به جوانان عزیز و همه عزیزانی كه به من محبت داشتند هم عرض میكنم که ما در موقعیت خطیری قرار داریم، باید همه به صحنه بیاییم و خدای نكرده كاری نكنیم كه فردا حسرت سنگینی داشته باشیم. كوتاهی امروز ما موجب حسرت سنگین فردای ما خواهد شد و امروز در اختیار ماست كه ما این كار را انجام بدهیم. و امیدوارم كه هم دوستان عزیز ما در موج سوم، ستادهای 88 و یاری و ستادهایی كه قبل از انصراف من شكل گرفته بود، فعالیت جدی خودشان را انجام بدهند.
پیام من به هر كسی كه صدای من به او میرسد و به هر صورت علاقهای به من دارد این است كه خواهش میكنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشتساز و تعیینكننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوبتر خواهد بود.
متأسفانه در مورد شیوه و علت ورود مهندس موسوی به عرصه انتخابات در پارهای از رسانههای مخالف نامزدی شما و ایشان مطالبی منتشر شدهاست که به رغم نادرست بودن پارهای از اذهان را آلوده کرده است؛ نظر شما در مورد این مطالب چیست؟
احتمالاً اگر ما مساله را كه كاملا مورد توافق من و آقای موسوی بود و هیچ ناسازگاریای در این زمینه نبود، بهتر مدیریت میكردیم شاید آمدن ایشان و انصراف من تبعات كمتری داشت. ولی واقع مساله این است كه آنچه كه احیانا در ذهنها ایجاد شده است و از طرف مخالفان دامن زده میشود، به هیچ وجه واقعیت ندارد.
هیچ عاملی از بیرون نه روی آقای مهندس موسوی، نه روی من، در این تصمیمی كه گرفته شد دخالتی نداشت. هر كس هم این حرف را بزند بیخود میگوید و واقعا میگویم هیچ عامل بیرونی وجود نداشته است. هر دوی ما صاحب نظر بودیم، دلمان برای مملكت میسوخت و با هم تبادل نظر هم داشتیم و عرض هم كردم که واقعا دغدغههای آقای مهندس موسوی برای من قابل فهم و قانعکننده بود و ایشان هم به من احترام میگذاشت. و در نهایت هم وقتی جناب آقای موسوی تصمیم گرفت كه به طور قطعی بیاید، بنده بر مبنای همان دلایلی كه داشتم و همان حرفهایی كه با ایشان زده بودم، بدون هیچ تاثیرپذیری از منبع و منشائی، تصمیم گرفتم كه انصراف بدهم و آقای مهندس موسوی در عرصه بمانند؛ جناب آقای كروبی هم هستند و امیدواریم كه انتخابات پرشوری بشود. بنابراین شاید بخشی از این شائبهها به خاطر بد مدیریت كردن یا خوب مدیریت نكردن موضوع بود كه میتوانست بهتر از این باشد، بخشی از آن هم توسط كسانی كه نه آقای مهندس موسوی، نه بنده و واقعا نه كل جریان اصلاحطلبی و خردگرایی را میپذیرند دارد دامن زده میشود. یك جنگ تبلیغاتی است و مردم ما هوشیارند و تحت تاثیر این جنگ قرار نمیگیرند.
آقای مهندس موسوی از سرمایههای انقلاب است. ما باید حضور این سرمایه را غنیمت بشماریم. آقای موسوی تواناییهای خودش را نشان داده است. او كسی است كه مملکت را با نفت هفت دلاری و دلار هفت تومانی به خوبی اداره كرد، آن هم در حالی كه جنگ داشتیم. من به عنوان وزیر ایشان میدانم كه ایشان همواره دغدغه حقوق شهروندی، حقوق مردم و حرمت آنها را هم داشتند و از آن دفاع میكردند. آقای مهندس موسوی یك شخصیت ارزندهای است. مردم باید با همه وجود- این باید باید دستوری نیست، باید خواهشی است- در عرصه حضور داشته باشند. و این حضور اكثریت مردم است كه انشاءلله نتیجه را به نفع كشور و انقلاب و مردم رقم خواهد زد. من در عین حالی كه نگرانیهایی در عرصه انتخابات دارم، نمیخواهم خوشبینی خودم را از دست بدهم چون به همت مردم، شعور مردم و حضور مردم ایمان دارم. و امیدوارم كه این همت و شعور كارساز بشود و سبب حضور گستردهای گردد و انشاءالله نتیجهای كه مطلوب جامعه هست حاصل بشود.
آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون میدانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجهای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل میشود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید.
یاری: همایش نوروزی کانون همبستگی و اطلاع رسانی یزدی تباران با حضور رئیس جمهور سابق کشورمان برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در این مراسم سخنان خود با شعری از حافظ که «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلک را به سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم» آغاز کرد و گفت:«خداوند در بهار طرحی نو درانداخته است و ما نیز در این ایام باید طرحی نو ایجاد کنیم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«نوروز خصوصیت هایی دارد که بیش از هر چیز نشان دهنده عظمت روح و ظرفیت ایرانی در طول تاریخ است و نوروز آغاز زندگی مجدد طبیعت است.»
وی ادامه داد:«نوروز آغاز رویش هستی است و نوروز معتدلترین نقطه در تقویم سالانه است یعنی درست زمانی که روز و شب به درجه تعادل و تساوی میرسد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها با بیان اینکه روح ایرانی توانسته است پیش از اسلام آفریننده تمدن بزرگی باشد، تصریح کرد:«روح ایرانی همچنین توانسته است پس از طلوع اسلام، جان خود را در پرتو این آفتاب گرم ببیند و همه ظرفیت روحی و مدنی خود را سخاوتمندانه در اختیار اسلام قرار دهد و اسلام نیز این موقعیت را غنیمت شمرده است.»
رئیس بنیاد باران خاطر نشان کرد:«اگر نگوییم ایرانی آفریننده تمدن اسلامی است، بدون تردید بزرگترین نقش را در آفرینش و بسط تمدن فاخر و شکوهمند اسلامی داشته است.»
وی افزود:«اسلام با نگاه به واقعیت ها و با جهتگیری و رویکرد تحول در جوامع انسانی، با احترام به آنچه که در جوامع بوده است تا آنجا که با محتوای اسلام سازگار بوده، بر آن صحه گذاشته است و کوشیده است تا محتوای آن را الهی و توحیدی قرار دهد.»
سید محمد خاتمی اظهار داشت:«درصد قابل توجهی از احکام اسلامی، احکام امضایی است و اسلام تا آنجا که توانسته است سنت ها و عرف هایی که درجوامع بوده است را پذیرفته است.»
این عضو کانون یزدی تباران درباره یزدی و نقش یزدی ها گفت:«یزدیها واقعا در پذیرش اسلام و بخصوص رویکرد عدالت محور و عقلگرای اسلام که بیانگر آن اهل بیت پیامبر هستند پیش قدم بوده اند.»
خاتمی ادامه داد:«مردم ایران علی الخصوص مردم یزد به اسلام و قرائت شیعی از اسلام گرایش خاصی دارند و مردم یزد نماینده باصلاحیت و امین فرهنگ بلند و طولانی ایرانی هستند.»
رئیس دولت اصلاحات، شناخت یزد و آثار باعظمت یزدی، نقشی که یزد در تمدن ایرانی و اسلامی داشته است و نیز شناخت ظرفیت های یزد و تلاش برای بارورکردن این ظرفیت ها را از مواردی دانست که کانون یزدی تباران می تواند دربرنامه کاری خود قرار دهد.
وی تصریح کرد:«رساندن یزد به جایگاهی که در عرصه های مختلف شایسته آن است و ارتباط با جوانان باصفا و فرهیخنه یزدی در سراسر کشور از دیگر فعالیت هایی است که این انجمن می تواند آن ها را دنبال کند. وی ابراز امیدوای کرد این انجمن نه تنها برای یزد منشاء خیر باشد بلکه در عرصه ملی نیز جایگاه و پایگاه مهمی داشته باشد.»
رئیس بنیاد باران در بخشی پایانی سخنان خود به روز «جمهوری اسلامی» اشاره کرد و گفت:«بهار ما در این 30 سال گذشته شاهد تحول دیگری بوده است و آن تغییر از یک نظام استبدادی فاسد به نظام جمهوری اسلامی است.»
وی اضافه کرد:«جمهوری اسلامی همان جمهوریت اسلام که اگر مردم نباشند، جمهوری نیست و به همین دلیل در انتخابات رای مردم مهم است.»
خاتمی تاکید کرد:«ارباب جامعه در نظام های مردمسالار، مردم هستند و در ایران نیز با اصرار امام راحل، مردم بودند که می بایست تصمیم بگیرند که باید چه نظامی داشته باشند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان خاطر نشان کرد:«با رجوع به مبانی دینی، سیره و سنت پیامبر و حضرت امیر و با توجه به مطالبی که حضرت امام میگفتند، مطمئنا اگر مردم می گفتند ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم، نه کسی حق داشت و نه امام اهل آن بودند که جمهوری اسلامی را بر آنان تحمیل کنند.»
چکيده : مهندس ميرحسين موسوي يكي از نامزدهاي رياست جمهوري عصردوشنبه با حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب ديدار و در مورد مسائل مهم داخلي و خارجي و انتخابات رياست جمهوري با ايشان گفتگو كرد. این دیدار در حالی انجام شد که میرحسین موسوی در کنفرانس خبری بعدازظهر دوشنبه خود در پاسخ به این سئوال که «آیا با بزرگان نظام و رهبری در زمینه کاندیداتوری مشورت داشتهاید» گفته بود: پیرامون حضور در انتخابات با کسی مشورت نکردم. البته مقام معظم رهبری به من وقت دادند که خدمت ایشان خواهم رسید. فکر نمی کنم کار خلافی کرده باشم و بدون شک ایشان از حضور بنده یا هر شخص دیگری ناراحت نمی شوند، بلکه خوشحال خواهند شد. | |
|
رهبر معظم انقلاب در سخنراني اول فروردين ماه جاري در مشهد اعلام كردند در انتخابات به هيچكس نمي گويم به چه كسي راي بدهد و به چه كسي راي ندهد. | |
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه«من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم و به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است»، اظهار داشت:« رویکردی که به دنبال ایجاد سدی بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
به گزارش قلم،میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن میگفت، ضمن تبریک ایام نوروز به ملت ایران، نقش تغییر و تحولات جهانی در سرنوشت کشور را مورد بررسی قرار داد.
موسوی با اشاره به این که بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست، تصریح کرد:«واکنشهای مختلفی در برابر تحولات جهانی وجود داشته است؛ عدهای تسلیم هر نوع تحولی میشوند و عدهای دیگر تلاش می کنند سدی نفوذناپذیر در مقابل سیل تغییرات و دگرگونیها بسازند و برای توقف آنها تلاش میکنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آنها با استفاده از مزیتهای نسبی کشورمان تلاش میشود.»
وی افزود:«باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامی و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.»
نخست وزیر ایران در دوران دفاع مقدس با اشاره به نتایج متفاوت این سه رویکرد نسبت به جهانی شدن توضیح داد:«رویکرد دوم، خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد و با ایجاد سدی بزرگ، تغییرات را در پشت آن کنترل و به این ترتیب کشور، نظام و ارزشها را حفظ کرد، اما این رویکرد نمیتواند نتیجه دراز مدتی برای کشور ما داشته باشد؛ چرا که تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده و به دنبال آن ضایعهای به بزرگی تخریبهای ناشی از جاری شدن سیل تغییرات انباشته شده در پشت آن سد برای کشور به بار خواهد آورد. رویکردی که به دنبال ایجاد سد بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها، از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
وی افزود:«در رویکرد منفعلانه یعنی رویکرد اول نیز باید تسلیم هرنوع اتفاقی شد که در جهان رخ میدهد، نتیجه این رویکرد آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژه های "جهانی کردن" و نه "جهانی شدن" است. همچنین رویکرد سوم یعنی قبول تغییرات که به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست، تنها راه حل واقعی باقی مانده برای اداره کشور است.»
موسوی با اشاره به این که در رویکرد واقع بینانه، ارزشها حفظ خواهد شد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت را از اهداف انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد:«در این رویکرد همه این اهداف را حفظ میکنیم، فرهنگ مان را حفظ می کنیم و از آزادی و باز کردن فضا نمیترسیم، بلکه در مقابل تغییرات پیش روی جامعه ظرفیت سازی میکنیم و در این صورت بیتردید تغییرات را تبدیل به فرصت خواهیم کرد.»
میرحسین موسوی در ادامه به تحلیل آثار سیاسی داخلی و خارجی متفاوت این دو رویکرد پرداخت و توضیح داد:«در رویکرد ایجاد مانع در مقابل تغییرات نوعی ترس همگانی را گسترش میدهیم و به دلیل این ترس نمیتوانیم با جهان ارتباط منطقی برقرار کنیم، سیاست داخلی و خارجی ما دچار مشکل میشود، وضعیتی انفعالی پیدا می کند، اما در رویکرد واقع بینانه ما با اندیشه "مدیریت تغییرات" مواجه هستیم؛ بی آن که ارزشها و منافع خود را فراموش کنیم، تلاش میکنیم با نگاهی شجاعانه و پر از خلاقیت و جسارت با تغییرات روبه رو بشویم.»
نخست وزیر دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد:«انقلاب اسلامی نشان داد که می توان چنین نگاهی داشت؛ بر آن دسته از هنجارهای بین المللی که ممکن است بر ضد منافع ملی ما عمل کنند غلبه کرد، به عنوان یک کشور به روز با برخورداری از جامعه ای نو و مدرن در جهان ظاهر شد و از این طریق ارزش های خود را به جهان عرضه کرد و به سامان دادن ارزش های جهانی متناسب با ارزش های عمومی و دینی خود پرداخت.»
کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران با بیان این که انتخاب در میان این سه رویکرد، بزرگترین مساله پیش روی نظام ماست، گفت:«اسلام آن گاه یک اسلام ناب است که بتواند با تحولات جهان امروز روبرو شود و از امتیازات آن استفاده کند و با استفاده از نقاط قوت دینی و ملی در آن تاثیر بگذارد.»
موسوی افزود:«اسلامی که شرایط زمان را درک نکند، اسلام تحجری و اسلامی که به منافع مردم پاسخ نمیدهد، طبیعی است جز ابزاری برای عقب ماندگی، استثمار، استحمار و باز هم زنده کردن نفوذ بیگانگان نخواهد بود و چنین اسلامی هرگز نمی تواند در دنیا اثرگذار باشد؛ بلکه به تدریج ما را فرسوده خواهد کرد و ابزارهای تأثیرگذاری را از ما خواهد گرفت. باید توجه کنیم که توضیحات حضرت امام (ره) درباره اصطلاح اسلام ناب مربوط به دوسال آخر عمر مبارک ایشان است، طرح مکرر ویژگیهای اسلام ناب در این دوران به گونهای است که گویی ایشان زمینه خطر و انحرافی جدی در نوع فهم از اسلام را بسیار جدی میدیدند.»
وی تصریح کرد:«من با این تلقی مفهوم "اسلام ناب محمدی(ص)" را مطرح کردم و معتقدم هنوز زمینههای این نوع نگاه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی و همچنین سیاست های اقتصادی و فرهنگی باقیست؛ در میان مردم و مسولان چنین نگاهی ریشه دار است و چنین نیست که این نگاه به اسلام به کلی از میان رفته باشد، اما باید قدری درباره این فهم از اسلام اجماع کنیم و این نگاه نو را که خیر و برکات زیادی برای کشور ما به دنبال داشته است، در ابعاد مختلف داخلی و خارجی احیاء کینم.وبا نگاهی که رهبر فرزانه انقلاب به مسائل فرهنگی دارند مشکلی برای انتخاب این رویکرد وجود ندارد.»
رئیس فرهنگستان هنر در ادامه به طرح برخی از مسائل جوانان پرداخت و متذکر شد:« نسل جدید با مسائل بسیار جدیدی همچون اشتغال، ازدواج، فرهنگ های نو و مسائلی از این دست روبروست که برای رفع هیچ یک از آنها، راه حلهای روشنی ارائه نمیشود. در حالی که راه حل برخی از مشکلات فرهنگی جوانان، انتخاب رویکرد واقعبینانه در مقابل تغییرات و تحولات جهانی است. بنابراین اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را براساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، میتوانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم، اما اگر همان رویکرد نخست را در سد کردن، بستن و تنگ کردن فضا در پیش بگیریم، باید شاهد از دست رفتن جوانان و بیگانگی آنها با نظام باشیم.»
وی با گرامی داشت یاد یاران بزرگ انقلاب همچون شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید رجایی و دیگر شهدای انقلاب اسلامی اظهار داشت:«همواره برای من این پرسش مطرح است که از راه شهیدان چه چیزی برای ما باقی مانده است؟ و این انگیزه که برخی از دوستان بعد از 30 سال، آن هم در یک روز تعطیل دور هم جمع میشوند نشان میدهد که سرمایههای مشترک عظیم و ارزشمندی میان آنها وجود دارد و هنوز راه شهیدان میتواند انگیزشی برای جمع شدن باشد. در مواجهه با سختیها، دشواریها و بیراهه رفتنها، واقع بینی و نگاه درست به آن چه که پیش روی داریم به ما میآموزد که باید نگاهی امیدوارانه نسبت به آینده نیز داشته باشیم؛ امیدی که برگرفته از دستاوردهایی است که هنوز با ماست. این دستاوردها همان صلح، صفا، ایمان و اعتقاد به اسلام و حاکمیت ارزشهای دینی و ارزشهای ملی در جامعه ماست.»
وی با اشاره به این که آثار دستاوردها و دگرگونیهایی که انقلاب اسلامی مردم ایران در کشور و در دنیا ایجاد کرد ادامه دارد، گفت:«در این جمع کسانی هستند که می دانند وخود لمس کرده اند که چه فضای مخوف و غیر انسانی را در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پشت سر گذاشتیم، گر چه ممکن است نتوانسته باشیم تمام ویژگیهای فضای پاکی را که در سالهای دوران اولیه انقلاب حاکم بود تا کنون حفظ کرده باشیم.»
مهندس موسوی با اشاره به این که تحولات و دگرگونیهای پیآمد انقلاب اسلامی، میان فضای کشورمان با فضای رایج در دنیا انطباق ایجاد کرد، گفت:«بسیاری از این تحولات برگشت ناپذیر است. از جمله آن که، فضاهای آزاد و بازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما ایجاد و منجر به توسعه این فضا در جهان اسلام شد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین به سوال و اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره تاکیدات موسوی بر پرهیز از اسراف در هزینه انتخاباتی و ممنوعیت چاپ عکس تبلیغاتی وی توسط ستاد انتخاباتی خود پاسخ داد:«ما دو راه حل در پیش روی خود داشتیم، یا میبایست از سرمایههای چند ده میلیارد تومانی در ستاد استفاده کنیم و وامدار یا حداقل شرمنده مجموعههایی شویم که هزینه میکنند و آلودگیهایی را میپذیرفتیم که در این رویههای تبلیغاتی خطر آن وجود دارد و یا در راه حل دیگر بر انگیزشهای مردمی که اعتباری به مراتب والاتر دارند تکیه میکردیم که البته ستاد باید در این زمینه بیشتر فعال باشد. در این رویکرد، تبلیغات برای بنده نیست، تبلیغات برای ایجاد یک تغییر است.»
میرحسین با اشاره به شعاری که ستاد انتخاباتی وی با عنوان «هر شهروند یک ستاد» برگزیده است، گفت: «همه کسانی که دوست دارند در جهت این تغییر حرکتی کنند، با ابتکار خود می توانند بی آن که منتظر ستاد باشند در گرداگرد خود زمینه ای برای این تغییر ایجاد کنند.»
وی با اشاره به این مضمون یکی از جملات بیانیه اعلام کاندیداتوری خود که «متن دست نویس پشت شیشه مغازه ای اثرش از یک پلاکارد بیشتر است»، عنوان کرد:«میتوان این تمثیل را در عمل عمق بخشید و توسعه داد و از ابداعات و ابتکارات همه کسانی استفاده کرد که در این زمینه برای فعالیت انگیزه دارند.»
موسوی همچنین در پاسخ به اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره آغاز تخریب های مخالفان وی تأکید کرد:«آن گاه که فردی مسئولیت حضور در صحنه انتخابات را میپذیرد به این معناست که خود را برای هر اتفاقی آماده کرده است.»
وی با هشدار نسبت به پیامدهای توقف در وضعیت کنونی گفت:«همه ما لمس میکنیم وضعیتی که در آن قرار داریم، وضعیت خوبی نیست؛ جهت گیریهای نامناسب درسیاست، فرهنگ، اقتصاد، و قانون شکنی و شکستن ساختارهای تصمیم گیری، اگر ادامه دار باشد، مصالح دینی و مصالح ملی ما در خطر خواهد بود.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با اشاره به گفتمان خود گفت:«بر این باورم که اهداف اصلاحات از میان همه اقشار به ویژه قشرهای مستضعف باید بجوشد و با اعتقاد این اقشار و حمایت آنها می تواند اصلاحات تداوم داشته باشد. طبیعی است که فکر کنیم این اصلاحات با عقاید دینی مردم و اصول بنیادی انقلاب سازگار خواهد بود و یا به عبارتی دیگر مقابل این اصول نخواهد بود.»
میرحسین درباره معنای اصلاح طلبی با تکیه بر اصول متذکر شد:«این حرف تازه بنده نیست، من در دوره جنگ تحمیلی و در طول 20 سال گذشته در دیدارهای خصوصی و عمومی بر همان موضعی تکیه کرده ام که در اطلاعیه اخیر مطرح شده است. قرار ما این نبود خلاف اعتقادی که دارم با مردم سخن بگویم، این نوعی دغل و دروغ است و امیدوارم تا روز انتخابات با صداقت و صراحت با مردم صحبت کنم.»
وی یکی از اصول را بازگشت به حضور قشرهای پایین دست خواند و افزود:«بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت میتواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت میتواند نقش بیبدیل در مشارکت بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمیتوان سرنوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد.»
عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس افزود:«بررسی های جامعه شناختی نیز به خوبی نشان میدهد که بازگشت به اقشار مستضعف از منظر جامعه شناختی اهمیت بالایی برای حکومت برخودار است؛ چرا که اقشار پایین بیشترین آمادگی رابرای ایجاد تحول دارند و بالقوه اصلاحطلب ترین قشرها، قشرهای فقیر هستند؛ آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و دائم به دنبال بهتر شدن زندگی و جامعه خود و یافتن راهحلهایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند. آنها مهم ترین سرمایه برای دوام جمهوریت و اسلامیت نظام هستند.»
وی ادامه داد:«ورای این نگاه سیاسی، به نظر میرسد در چارچوب یک منطق اخلاقی هر حکومتی در مقابل این قشرها وظایفی دارد. نمیشود که در هنگامه جنگ این طبقات، بچههای خود را قربانی کنند؛ چنان که زمانی خیابانهای تهران برای تشییع جنازه شهدای همین قشرها بسته میشد، اما اکنون آنها را فراموش کنیم و به طبقه دیگری روی بیاوریم. پس این حریت و آزادگی و عهد و پیمانی که با این قشرها بستیم کجا رفت؟ آیا فکر نمیکنید که دلیل آن که ما به عنوان یک طبقه جدید نمیتوانیم با قشرهای پایین سخن بگوییم، در گفتوگوی با آنها لکنت پیدا کردهایم و با اول انقلاب فرق کرده ایم، ناشی از آن است که اینان را فراموش کرده ایم؟ این نگاه هیچ تناقضی با فراهم کردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند بخش خصوصی در اقتصاد ندارد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی های کابینه خود بر اهمیت روش مندی تصمیم گیری و سیاست گذاری در چاچوب های کارشناسی تأکید کرد و گفت:«اگر دولت نتواند از همه نیروهای توانای موجود علیرغم تمایلات سیاسی آنها استفاده کند موفق نخواهد بود.»
میرحسین موسوی یادآوری کرد:«حدود 9 نفر از اعضای دولت من در دوران جنگ جلساتی با خود داشتند و ظاهرا از نظر سیاسی مخالف بنده محسوب می شدند، اما همه آنها در دولت نقش داشتند و بنده آن را مانعی برای همکاری نمیدانستم. به باور من این تنوع نیروها به ما کمک بسیاری در اداره امور میکرد، مسئله این بود کسی که عهده دار مسوولیتی میشود، صرف نظر از این که از کدام جناح باشد، آیا کارآمدی لازم را برای اداره امور دارد؟ تنها اگر گرایش های سیاسی به گونه ای غلظت پیدا میکرد که روی کارهای اجرایی و پیشرفت کشور اثر میگذاشت کار به جدایی میرسید.»
وی در ادامه تأکید کرد:«هر اندازه که با اعتماد به نفس کار کنیم و بر روشهایی بنیادی که سال به سال «عوض نشوند» تکیه کنیم، راه حلهای بهتری برای مسائل امروزمان پیدا خواهیم کرد.»
موسوی در پایان این نشست درباره کانال های تلویزیونی خصوصی و واگذاری مسوولیت نیروی انتظامی به دولت سخن گفت و با اشاره به این که تصمیم گیری درباره هر دو مسئله پیش گفته در اختیار مقام معظم رهبری است، توضیح داد:«درباره رسانههای گروهی بحثی در روند مذاکرات بازنگری قانون اساسی در مجلس قانون اساسی سال 68 داشتم. من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم؛ البته با نظارتی که مشکلات سیاسی یا اخلاقی به بار نیاورد. به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است و این موضوع نه عقیده کنونی، بلکه باور دیرینه من بوده که در سال 68 در مجلس بازبینی قانون اساسی به طور رسمی آن را اعلام کردم.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با لحن طنز درباره ماجرای حمایت از خصوصیسازی شبکههای تلویزیونی متذکر شد:«البته برخی از دوستان گفتند که شما همه چیز را میخواهی دولتی کنی اکنون که یک چیز را ما میخواهیم دولتی باشد میگویی خصوصی باشد و بدین ترتیب این پیشنهاد رد شد. به هر صورت من هنوز بر سر آن عقیده هستم ، اما از نظر قانون اساسی محدودیتهایی وجود دارد و تبعیت از قانون اساسی باور بنیادین ماست و هر نوع راه حلی در این زمینه باید با این ملاحظه یافته شود.»
|
چکيده : رئيس پليس امنيت عمومي گيلان گفت: شمار قربانيان ناشي از مصرف مشروبات الكلي در رشت به 13 تن رسيد.وي با اشاره به مرگآفريني اين مشروبات دستساز تصريح كرد: مشروبات الكلي كشف شده براي بررسي و اعلام نظر به پزشكي قانوني ارسال شد و برابر نظر آنها اين مشروبات الكلي داراي 41 درصد الكل متليك بوده كه مصرف آن نه نتها زيانآور بلكه كشنده تشخيص داده شد. وي مرگ اين افراد را نتيجه ناديده گرفتن اصول و ارزشهاي اسلامي دانست. | |
|
رئيس پليس امنيت عمومي گيلان گفت: شمار قربانيان ناشي از مصرف مشروبات الكلي در رشت به 13 تن رسيد. به گزارش مركز اطلاعرساني پليس گيلان، يدالله حسيني افزود: پس از دريافت خبر مرگ چند نفر در بيمارستان رازي رشت به دليل مصرف مشروبات الكلي، اكيپ ويژهاي از ماموران پليس امنيت عمومي استان به منظور پيگيري موضوع به بيمارستان اعزام شد. وي ادامه داد: پس از بررسيهاي انجام شده مشخص شد كه در روزهاي اول و دوم فروردين ماه جاري هفت نفر از مصرفكنندگان مشروبات الكلي جان خود را از دست دادهاند. رئيس پليس امنيت عمومي گيلان اظهار داشت: با توجه به حساسيت موضوع، اكيپ عملياتي به منظور رسيدگي و دستگيري تهيه و توزيعكنندگان اين مشروبات الكلي مرگآفرين، تشكيل و اقدامهاي ويژه صورت گرفت. حسيني اضافه كرد: در بررسيهاي بعدي پس از تحقيقات گسترده، پليس موفق به شناسايي عاملان و توزيعكنندگان مشروبات الكلي شد و با هماهنگي مراجع قضايي هشت نفر از آنها را دستگير كرد كه در منزل يك نفر از آنها مقدار 22 ليتر مشروبات الكلي كشف شد. وي با اشاره به مرگآفريني اين مشروبات دستساز تصريح كرد: مشروبات الكلي كشف شده براي بررسي و اعلام نظر به پزشكي قانوني ارسال شد و برابر نظر آنها اين مشروبات الكلي داراي 41 درصد الكل متليك بوده كه مصرف آن نه نتها زيانآور بلكه كشنده تشخيص داده شد. حسيني با اشاره به اينكه سه نفر از دستگيرشدگان سابقهدار و حرفهاي هستند، اظهار داشت: متاسفانه تا به امروز 13 نفر در جريان مصرف اين مشروبات الكلي جان خود را از دست دادهاند. وي مرگ اين افراد را نتيجه ناديده گرفتن اصول و ارزشهاي اسلامي دانست. | |